همان دم هلاك مىشدند و برخى ديگر كه زخمى شده بودند به واسطهى خونريزى از بدن ، بىحال شده و جريان تند آنها را با خود به نقاط دوردست مىبرد .
( 2 ) چنين بود پايان اين روز كه براى روميان بسيار نحس بود . بيشتر روميان كه راه فرار را پيش گرفته بودند ، شهر وئيس را كه پيشتر توسط خود آنها با خاك يكسان شده بود ، به اشغال خويش درآوردند و تا جايى كه ممكن بود آن را مستحكم كردند و آنانى را كه از جنگ جان سالم به در برده بودند پذيرا شدند . در همين مكان بود كه آنها خستگى را از تن بيرون كرده ، جراحاتشان را بهبود بخشيدند . شمار اندكى از كسانى كه با شنا جان خويش را نجات دادند ، بدون جنگافزار به روم آمده ، خبر نابودى سپاه را به اطلاع همگان رساندند . افرادى كه در شهر مانده بودند پس از آگاهى از اين فاجعهى عظيم ، جملگى ، بهشدت دچار وحشت شدند .
( 3 ) آنان پس از مرگ تمامى جوانان ، توان مقابله با دشمن را در خود نمىديدند . از ديگر سوى ، چون دشمن نزديك شده بود ، گريختن همراه زنان و فرزندان بسيار خطرناك مىنمود . با اينحال شمار زيادى از شارمندان به شهرهاى اطراف پناه برده ، تمامى دارايىهايشان را همراه خود بردند .
سران شهر ، از مردم خواستند كه شجاع باشند و دستور دادند كه بىدرنگ آذوقهها را به كاپيتول « 1 » انتقال دهند .
( 4 ) اين دستور به اجرا درآمد ؛ ارگ و كاپيتول علاوه بر آذوقه ، مملو از نقره ، طلا و جامههاى گرانبها گرديد ، به گونهاى كه تمامى ثروتهاى شهر ، در يك مكان انباشته شد . روميان سه روز را صرف انتقال دارايىها و استحكام كاپيتول كردند .
( 5 ) سلتيان ، نخستين روز را صرف بريدن سر مردگان ، بنا بر سنت سرزمينشان كردند و در دو روز ديگر ، اردويشان را به نزديكى شهر انتقال دادند . آنان چون باروهاى شهر را خالى از سكنه يافتند و فريادهاى بلندى مىشنيدند كه از سوى كسانى كه اموال را به كاپيتول انتقال مىدادند ، سر داده مىشد ؛ پنداشتند كه
هامش
( 1 ) .( Capitole )؛ يكى از تپههاى هفتگانهى روم و به يك معنا ، يكى از دو بلنداى تپهاى كه معبد ژوپيتر كاپيتولين بر آن واقع بود . در بالاى تپهى ديگر در شمال شرقى كاپيتول ، ارگ شهر( Arx )واقع بوده است .
روميان در اين نبرد براى محافظت از جان و مال خويش از هر دو بلندى ، ارگ و كاپيتول ، بهره جستند .