وى با سختى و مرارت فراوان موفق گرديد از آن بالا رفته ، محاصرهشدگان را از سپاهى كه در وئيس براى يارى رساندن به آنها تدارك ديده شده بود ، آگاه سازد ؛ كومينيوس پونتيوس همچنين بدانها گفت كه روميان وئيس در انتظار فرصتى مناسبند تا به سلتيان حملهور شوند و آنگاه از صخره پايين رفته ، خود را به تيبر انداخت ؛ با شنا از آن عبور كرد و خود را به وئيس رساند .
( 5 ) اما سلتيان با مشاهدهى ردپاى تازهى شخصى كه از صخره بالا رفته بود ، بر آن شدند با بهرهگيرى از شب ، از همان صخره بالا روند . حدود نيمههاى شب ، زمانى كه نگهبانان از دشوارى دسترسى به كاپيتول آسودهخاطر بودند و در نگهبانى اهمال مىورزيدند ، تعدادى از سلتيان خود را به بالاى صخره رساندند .
( 6 ) نگهبانان آنها را به هيچ روى نديدند ؛ اما غازهاى مقدس ژونون « 1 » كه در كاپيتول نگهدارى مىشدند ، با مشاهدهى گلها كه از صخره بالا مىآمدند ، شروع به سروصدا كردند . نگهبانان از اين صداها بيدار شده ، به سوى نقطهى مورد تهديد شتافتند ، اما ترس وجودشان را فرا گرفت و جرأت نكردند كه به پيش بروند . با اين حال ، ماركوس مانليوس « 2 » ، يكى از شارمندان نامى ، براى دفاع از قرارگاه شتافت : وى با شمشير دست نخستين گلوآيى را كه به بالاى صخره رسيد قطع كرد و سپر را بر سينهاش كوفت و وى را از بالاى كاپيتول به پايين پرتاب كرد .
( 7 ) دومين كسى كه مىخواست به بالا آيد نيز به چنين سرنوشتى دچار شد و سايرين راه فرار را در پيش گرفتند ، ولى چون صخره شيب تندى داشت همگى هنگام پايين رفتن هلاك شدند . روميان آنگاه نمايندگانى را به سوى گلها فرستادند تا دربارهى شرايط صلح مذاكره نمايند . گلها با گرفتن هزار ليور « 3 » طلا راضى شدند از
هامش
( 1 ) .( LesOi essacreesdeJunon )؛ غازهايى كه در محوطهى رواق ژونون مونتا( Moneta )با سروصداى زياد اهالى كاپيتول را از هجوم گلوآها باخبر كرده ، بدينترتيب شهر را نجات بخشيدند . ژونون الههاى رومى و با هرا( Hera )يونانى مطابق است . وى تجسم يك دور قمرى بود كه به همراه ژوپيتر و مينرو در كاپيتول ستايش مىشدند . ژونون با عنوان مونتا ، يعنى الههاى كه خبر مىدهد يا « كسى كه به خاطر مىآورد » . در « ارگ شهر » يعنى در قلهى شمال شرقى كاپيتول( Arx )، مراسم خاصى براى اين الهه برپا مىشد .
( 2 ) .MarcusManlius( 3 ) .( Livre )؛ واحد وزن برابر با پانصد گرم .