( 2 ) برخى نويسندگان برآنند كه تيرهنىها ، يكى از كوچنشينان دوازده شهر تيرهنى مىباشند ؛ برخى ديگر براين باورند كه آنها پلاسژهايى هستند كه پيش از جنگ تروآ ، با باران سيلآساى دوكاليون « 1 » از تسالى بيرون شده ، در اين سرزمين مستقر گرديدند .
( 3 ) وقتى سلتها اين سرزمين را ميان طوايف تقسيم كردند ؛ آنهايى كه تحت نام سنونوا « 2 » شناخته مىشدند دورترين رشته كوههاى آلپ را كه مجاور دريا بود تصاحب كردند ، اما چون اين منطقه بسيار گرم بود به زودى براى خارج شدن از آن تعجيل روا داشته ، پس از آنكه جوانان را مسلح ساختند ، آنها را براى جستجوى سرزمينى براى استقرار روانه كردند . پس از آن ، به شمار حدود سى هزار تن به تيرهنى درآمده ، سرزمين كولونينها « 3 » را ويران ساختند .
( 4 ) در همين زمان ، مردم روم نمايندگانى را به تيرهنى فرستاده ، آنها را مأمور كردند مراقب رفتار سلتها باشند . اين نمايندگان پس از رسيدن به كلوزيوم « 4 » شاهد جنگى بودند و متقاعد شدند كه دشمنان جديد ، پيش از آنكه محتاط باشند بىباك و جسورند و اين نمايندگان به كلوزينها ملحق شدند تا عليه محاصرهكنندگان به دفاع از آنها برخيزند .
( 5 ) حتى يكى از نمايندگان موفقيت بزرگى كسب كرد و با دستان خويش يكى از معروفترين سرداران سلت را به قتل رساند . سلتها پس از آگاهى از اين
هامش
( 1 ) .( Deucalion )؛ يگانه پسر پرومته و همسر پيرا( Pyrrha )دختر اپىمته . زئوس هنگامى كه تصميم بر نابودى انسان عصر مفرغ گرفت ، دوكاليون به توصيهى پرومته از براى خويش و پيراكشتىاى ساخت و اين كشتى نه شبانهروز در ميان سيل و طوفانى كه زئوس بر زمين جارى ساخته و همهى موجودات را نابود ساخته بود ، سرگردان بود تا اينكه سرانجام آب فروكش كرد ، كشتى آنها بر دامنهى كوه پارناس در تسالى بر زمين نشست . دوكاليون و پيرا از كشتى پياده شدند و بنا به فرمان زئوس دامن خود را پر از سنگ كردند و سنگها را از بالاى شانههاى خود به پشت سر انداختند . مردان در عقب سر « دوكاليون » و زنان پشت سر « پيرا » آفريده شدند .
( 2 ) .( Senonois )؛ ساكنان سنونه( Senonais )؛ سرزمينى در ساحل راست رود سن( Seine ).
( 3 ) .( Cauloniens )؛ كولونينها را شايد مىبايد كلوزينها( Clusiens )خواند .
( 4 ) .( Clusium )؛ شهرى واقع در اترورى( Etrurie )در ايتاليا . ناحيهى اترورى بين رود تيبر ، رشته كوههاى آپنين ، درياى تيرهنى و رود ماگرا واقع بود .