خدمتكارانش وى را آگاه كرد كه او پسر پيتون را شب پيش به دريا انداخته است .
پيتون به اين پاسخ بسنده كرد : « پسر يك روز بيش از پدر خوشبخت بوده است . »
( 2 ) پس از آن ، دنيس وى را در شهر گرداند ؛ هنگامى كه پيتون را با ضربات چوب مورد ضرب و شتم قرار مىدادند و از هيچ چيز براى اهانت به وى چشمپوشى نمىكردند ، جارچىاى كه در پى وى مىآمد با بانگى رسا اعلام مىكرد :
« دنيس اين مجازات را در حق كسى روا مىدارد كه به مردم سرزمينش پيشنهاد كرد ، جنگ را به صلح ترجيح دهند . »
( 3 ) پيتون كه در طول مدت شهربندان به مثابهى سردارى شجاع رفتار كرد و در زندگى نيز عملى قابل سرزنش از خود بروز نداد با بزرگمنشى ، تيرهبختى پايان عمر را تحمل كرد . او با حفظ خونسردى ، فرياد برآورد كه تنها به خاطر اين كه نخواست سرزمينش را به دنيس واگذارد ، مجازات شده است و خدايان به زودى از دنيس ، كين خواهند ستاند . عاقبت شجاعت اين مرد ، حتى رحم سربازان دنيس را برانگيخت و برخى از اين سربازان شروع به نجوا در گوش هم كردند .
( 4 ) دنيس در اين هنگام هراسان شد كه مبادا سربازانش به خود جرأت دهند پيتون را از دستان جلاد رها سازند ، پس شكنجه را متوقف كرده ، اين سردار نگونبخت را همراه با خانوادهاش به دريا انداخت .
( 5 ) چنين بود توهينها و شكنجههايى كه اين سردار بدانها گرفتار آمد و موجب شد كه بسيارى از يونانيان در آن زمان بر سرنوشتش بگريند . حتى شاعران با شعرهايشان ، اشكها را بر چنين فرجام رقتانگيزى ، جارى ساختند .
113 .
( 1 ) مقارن با محاصرهى رژيوم كه توسط دنيس با تمام توان و به سختى دنبال مىشد ، سلتها - كه در آنسوى كوههاى آلپ « 1 » سكنى داشتند - با نيروهاى بىشمار از تنگهها عبور كرده ، سرزمينى را كه بين آپنين « 2 » و آلپ واقع بود ، به اشغال خويش درآوردند و تيرهنىها را كه در آنجا مىزيستند ، بيرون راندند .
هامش
( 1 ) .Alpes( 2 ) .( Apennin )؛ رشته كوههايى كه به صورت زنجيروار در طول شبهجزيرهى ايتاليا گسترده شده است .