گردند و همپيمانان خويش را در چنگال دشمنان رها كنند .
( 3 ) سردارشان ، كه چادرش را در معبد ژوپيتر برپا داشته و اين پرستشگاه را مورد تعرض قرار داده بود تا ثروتى براى خويش دست و پا كند ، جان خود را به همراهى عدهى كمى سرباز ، با رسوايى ، در كارتاژ نجات داد : وى كه از غلوزنجير مصون ماند در بدنامى مرد و در حياتش نيز زندگى ننگينى را در ميهنش گذراند . وى به چنان تيرهبختى دچار آمد كه با جامهاى پاره معابد كارتاژ را مىپيمود و خود را به خاطر تعرض و حرمتشكنى در حق خدايان ، لعن و سرزنش مىكرد و اذعان مىداشت كه به خاطر گناهانش نسبت به خدايان مجازات شده است . عاقبت خويشتن را به مرگ محكوم كرد و با دادن گرسنگى به خود هلاك گرديد و ترس و هراس از خدايان را براى هموطنانش به ميراث گذارد . بدينسان اندك زمانى بعد ، سرنوشت ، ناكامىهاى ديگرى براى كارتاژيان به ارمغان آورد .
77 .
( 1 ) پس از پخش خبر اين ناكامىها در ليبى ، متحدان كارتاژها ، كه از ديرزمانى پيش به خاطر ستمى كه كارتاژيان بر آنها روا مىداشتند به ستوه آمده بودند ، اكنون به خاطر خيانتى كه موجب شد نيروهايشان در چنگ سيراكوزيان گرفتار آيند سخت برافروخته شدند .
( 2 ) آنان كه خشم سراسر وجودشان را فراگرفته بود و كارتاژيان را به خاطر بختبرگشتگى به ديدهى تحقير مىنگريستند ، براى فراچنگ آوردن استقلال ، علم طغيان برافراشتند . آنها پس از آنكه نمايندگانى را متقابلا به سوى هم روانه كردند ، توانستند سپاهى گرد آورند و در فضايى باز اردو زدند .
( 3 ) نه تنها مردان آزاد بلكه حتى بردگان براى پيوستن به اين سپاه مىشتافتند و در اندك زمانى دويست هزار نفر گرد هم آمدند . آنان پس از آنكه تينس « 1 » - شهرى كه در فاصلهى نه چندان دورى از كارتاژ واقع است - را به تصرف خويش درآوردند در آنجا سپاه را براى نبرد آراستند و پس از آنكه در نبردهايى پيروز شدند فينيقيان را به حصارها و باروهايشان عقب راندند .
هامش
( 1 ) .Tynes