توسط هموطنانش مورد داورى قرار گيرد . براى مواجب اين مزدوران كه شمارشان حدود ده هزار تن بود ؛ وى شهر و سرزمين لئونتنها را به جاى مواجب به آنها پيشنهاد كرد .
( 3 ) آنها با خشنودى اين پيشنهاد را پذيرفتند ، زيرا اين سرزمين زيبا و مناسب بود ؛ بنابراين آنها زمينها را بين خود تقسيم كرده ، در آنجا مستقر گرديدند . آنگاه دنيس بيگانگان ديگرى را به مزدورى گرفت و بردگانى را كه براى تثبيت قدرت آزاد ساخته بود به آنها ملحق كرد .
( 4 ) پس از شكست كارتاژيان ، كسانى كه از بردگى و بندگى شهرهاى سيسيل گريخته بودند گرد هم آمدند و به زادگاهشان بازگشتند و از خستگى به استراحت پرداختند .
( 5 ) دنيس گروهى مركب از هزار لوكرينى ، چهار هزار مديمنى و ششصد مسنى ساكن در پلوپونز را كه از زاسينت و نوپاكت رانده شده بودند ، به مسين منتقل كرد ؛ اما با مشاهدهى خشم و غضب لاسدمونيان ، از اينكه وى در شهرى معروف چون مسين ، مسنيانى را كه توسط آنها رانده شده بودند پذيرا شده است ، آنها را از مسين بيرون رانده در كرانهى دريا ، سرزمينى را از ميهن آباسنىها « 1 » جدا كرد و در اختيار آنها گذارد و محدودهى زمينهايى را كه بين آنها تقسيم كرده بود ، تعيين كرد .
( 6 ) مسنىها در آنجا شهرى بنا و نام آن را تينداريس « 2 » نهادند ؛ حكومتى بسامان در آنجا مستقر ساخته و پس از آنكه بيگانگان زيادى را به شارمندى پذيرفتند ، به زودى جمعيتى مشتمل بر بيش از پنج هزار ساكن را تشكيل دادند .
( 7 ) دنيس آنگاه يورشهاى بىشمارى به سرزمين سيكولها كرد و در طى آن ، سمنئوم « 3 » و مورگانتينوم « 4 » را به تصرف خويش درآورده با آژيريس ، جبار آژيرها و
هامش
( 1 ) .Abacenien( 2 ) .Tyndaris( 3 ) .Smeneum( 4 ) .Morgantinum