برخى ترىرمها به بخش مجاور داسكون « 1 » نزديك شده ، آن را به تصرف درآوردند .
( 4 ) بىدرنگ تمامى ناوگان سيسيلى با نظم و آرايش پيشروى كرد و سپاه براى تصرف دژها ، غريو پيروزى سر دادند . بربرها دچار وحشت و ترس گرديدند ، زيرا ابتدا جملگى به طرفى دويده بودند كه در آنجا سپاه زمينى بر اردوى دشمن حملهور شده بود تا محاصرهشدگان را يارى رساند ، ولى وقتى مشاهده كردند كه كشتىهاى دشمن به پيش مىآيند ، با شتاب تمام به سوى لنگرگاه بازگشتند ، اما چالاكىشان بىفايده بود .
( 5 ) آنها هنوز سرگرم تجهيز و سوار شدن بر ترىرمها بودند كه كشتىهاى دشمنان از جناحى به سوى آنها آمده ، با كوبيدن دماغهى كشتى خود بر پهلوى كشتىها ، آنها را درهم شكسته و در بسيارى از موارد ، كشتىها از وسط دو نيم و تنها با يك ضربهى كارى غرق مىشدند . ديگران كه با ضربات محكم و پىدرپى بر الوارهاى كشتى مىكوفتند ، ترس و وحشت را در ميان كسانى كه مقاومت مىكردند ، مىپراكندند .
( 6 ) چون بهترين كشتىهاى جنگى كارتاژيان سوراخ يا تكهپاره شده بودند ، با صداى هولناكى درهم مىشكستند و ساحل پوشيده از اجساد گشت .
73 .
( 1 ) سيراكوزيان كه از اين موفقيت به هيجان آمده بودند براى وارد شدن به كشتىهاى دشمنان با هم چشم و همچشمى كرده ، تعجيل روا داشتند و با محاصرهى بربرها ، كه از خطرى بزرگ هراسان بودند ، آنها را قتل عام كردند .
( 2 ) سپاه زمينى كه نمىخواست از حيث شور و اشتياق جنگى ، از سپاه دريايى عقب بماند به سوى لنگرگاه شتافت . دنيس نيز در بين آنان بود و سوار بر اسب تا داسكون پيشروى كرد . سيراكوزيان چهل كشتى پنج رديف پارويى و به دنبال آنها چندين كشتى بارى و چند ترىرم را ديدند كه در ساحل لنگر انداخته بودند ؛ آنان همگى اين كشتىها را به آتش كشيدند .
( 3 ) شعلهى آتش زبانه كشيد و تا دوردستها گسترش يافت ، بهطورى كه
هامش
( 1 ) .Dascon