( 4 ) چون بيمارى به كسانى كه از بيماران مراقبت مىكردند سرايت كرد ، بيماران در تيرهبختى خويش رها شده ، كسى حاضر نبود از آنها مراقبت كند .
اينچنين ، نه تنها آنهايى كه با هم خويشاوندى نداشتند ، همديگر را رها مىكردند ، بلكه برادران و دوستان به خاطر ترس از ابتلا به اين بيمارى مسرى ، برادران و دوستان خويش را رها مىكردند تا هلاك گردند « 1 » .
72 .
( 1 ) هنگامى كه دنيس از مصيبتى كه كارتاژيان بدان گرفتار آمده بودند ، آگاهى يافت هشتاد كشتى جنگى را تجهيز كرد . به فاراسيداس و لپتين ، درياسالاران ناوگان ، فرمان داد در سپيدهدمان بر كشتىهاى دشمنان حمله برند . حال آنكه خود با بهرهگيرى از تاريكى شب در پيشاپيش سپاه قرار گرفت و پس از دور زدن معبد سيانه « 2 » ، صبح هنگام بىآنكه دشمنان وى را ديده باشند ، در نزديكى اردو پديدار شد .
( 2 ) وى پيش از اين ، سوارهنظام و هزار پيادهنظام مزدور را براى حمله به بخشى از اردوى كارتاژيان كه در خشكى پخش شده بودند ، اعزام كرده بود . اين مزدوران بيش از ديگران از دنيس تنفر داشتند و اغلب شورش و آشفتگىهايى را برانگيخته بودند .
( 3 ) بدينخاطر ، دنيس به سوارهنظام دستور داده بود هنگام نبرد تنبهتن مزدوران را رها كرده ، راه فرار را در پيش گيرند . سوارهنظام اين فرمان را به اجرا درآورده و تمامى مزدوران مثله شدند . با اين حال ، دنيس اقدام به محاصرهى اردو و دژهايى كه آن را در برمىگرفتند ، كرد . در حالى كه بربرها از اين اقدام غيرمنتظره هراسان شده بودند و با سراسيمگى براى دفاع از خويش آماده مىشدند ، دنيس ، دژى به نام پولىخنا « 3 » را به تصرف خويش درآورد . از سوى ديگر ، سوارهنظام و
هامش
( 1 ) . هانس زينسر( HansZinsser , Rats , LiceandHistory , pp . 124 - 127 )براين عقيده است كه اين بيمارى « نوعى آبلهى مسرى و خطرناك بود كه بيمار را در عرض پنج يا شش روز از پاى درمىآورد . » در عين حال ، پژوهشگران متفقالقول هستند كه آبله در يونان و روم باستان شايع نبوده است .
( 2 ) .TempledeCyanee( 3 ) .Polichna