اشاره كرد كه هزاران تن در يك مكان گرد آمده بودند و در فصلى از سال به سر مىبردند كه براى شيوع بيمارىها بسيار مناسب بود . وانگهى ، در اين سال گرماى تابستان بيش از اندازه بود .
( 5 ) به نظر مىرسيد اين خود نقش بسزايى در شيوع بيمارى دارد ، زيرا پيش از اين ، آتنيان كه اردويشان را در اين سرزمين پست و باتلاقى برپا داشته بودند ، بر اثر بيمارىهايى هلاك شده بودند .
( 6 ) ابتدا قبل از طلوع آفتاب ، به خاطر سردى و رطوبت هوا ، بدنها دچار تب و لرز مىگرديد و هنگام ظهر ، گرما ، اين شمار زياد افراد را كه در مكانى تنگ گرد هم آمده بودند ، خفه مىكرد .
71 .
( 1 ) بيمارى ، در ابتدا ، به ليباييان سرايت كرده ، شمار زيادى از آنها را از پاى درآورد . در آغاز اجساد را به خاك مىسپردند ؛ اما پس از چندى ، به واسطهى شمار مردگان و از سويى چون پرستاران خود در معرض بيمارى بودند ، ديگر كسى جرأت نكرد به بيماران رنجور نزديك گردد . بدينسان امدادهاى پزشكى قطع و آفت و بلا ناعلاج شد .
( 2 ) بوى متعفن اجساد كه بدون خاكسپارى رها شده بودند و بوى گند باتلاقها ، موجب زكام مىشد كه با ورمكردن گردن همراه بود . به زودى تب به سراغ سربازان مىآمد و دردهايى در گردن و سنگينى در پاها احساس مىگرديد . اسهال خونى و تاولهاى چركى بر تمامى سطح بدن ، جايگزين نشانههاى پيشين مىشدند .
( 3 ) در بيشتر موارد مراحل بيمارى اينچنين نمايان مىشد ، اما برخى به جنون دچار مىآمدند و بهطور كامل عقل و هوش از كف مىدادند . آنها كه از خود ، بى خود مىشدند اردو را مىپيمودند و به هركسى كه برخورد مىكردند از پاى درمىآوردند . وخامت بيمارى و سرعت مرگومير ، امداد پزشكان را بىفايده گردانيد ؛ بيماران روز پنجم يا اغلب روز ششم مىمردند در حالىكه چنان دردهاى وحشتناكى را برمىتافتند كه كسانى را كه در جنگها هلاك شده بودند ، خوشبخت مىپنداشتند .