همراه گشت ، بلكه كارتاژها مىتوانستند در آنجا مانع از عبور ناوگانى كه از ايتاليا و پلوپونز ارسال شده بودند ، گردند .
( 6 ) عاقبت ؛ اين واقعيتى است كه وى در ساحل كاتان بر دشمن حملهور شد : وى اين جنگ را در كنار اين شهر آغاز كرد تا اينكه شكستخوردگان پناهگاهى در بنادر بيابند ؛ اما وقتى كه پس از نبرد دريايى ، بادهاى سهمگين كارتاژيان را واداشت تا كشتىهايشان را به سوى خشكى پيش برند ، وى به هيچ روى از اين فرصت مناسب براى از پا درآوردن آنان بهره نجست .
( 7 ) نيروى زمينى كارتاژيان هنوز فرا نرسيده بود و شدت طوفان موجب به گل نشستن كشتىهايشان در كنار ساحل گرديد ؛ اگر در آن زمان با تمام پيادهنظام بر آنها مىتاختيم به راحتى آنها را حين پياده شدن يا گرفتار در امواج ، به اسارت مىگرفتيم و لاشههاى ناوگانشان ساحل را مىپوشانيد . »
69 .
( 1 ) « ليك گمان نمىكنم لازم باشد دنيس را بيش از اين در برابر سيراكوزيان متهم سازم ؛ زيرا اگر آنان به خاطر رنج و مرارتهايى كه اين جبار بر آنها روا داشته است به كينستانى برنخيزند ، من هرگز نخواهم توانست با حرف و سخن آنها را بدين مهم برانگيزم ؛ و آيا شما وى را مفسدترين شارمند و سفاكترين جبار و بزدلترين سردار نمىپنداريد ؟
( 2 ) هربار كه تحت فرمانش جنگيديم شكست را پذيرا شديم ، با اين حال ، اندك زمانى پيش كه به حال خويش رها شده بوديم با شمار اندكى كشتى جنگى ، بر تمامى ناوگان دشمن حملهور شده و آنها را فرارى داديم . بنابراين بر ماست كه فرمانده ديگرى برگزينيم تا با پيروى از دستورات كسى كه به معابد بىحرمتى كرده است ، با خدايان وارد جنگ نگرديم .
( 3 ) تا وقتى كه ما مطيع امر بزرگترين دشمن دين مىباشيم ، خدايان ، بىگمان عليه ما مىباشند ؛ زيرا تحت فرمانش تمامى سپاهمان شكست خورد ؛ حال آنكه بدون او ، يگان كوچكى از سپاه براى فرارى دادن كارتاژيان كافى بود . در اينجا چگونه دخالت خدايان بر همگان آشكار نيست ؟
( 4 ) بارى ؛ اى شارمندان ، اگر دنيس به ميل خويش پادشاهى را رها كند ، به