صاحب خرد ، ادارهى دارايىاش را به وى نمىسپارد ، در رأس حكومت قرار دهيم و عرق شرم نريزيم . هنگامى كه تمامى مردم در طى جنگها به خاطر بزرگى مخاطرات به مقدسات احترام مىگذارند ، چگونه مىتوانيم از شخصى كه در الحاد و بىدينى شهرهى آفاق است ، پايان خوشى از جنگى كه در آن گرفتاريم ، انتظار داشته باشيم ؟ »
68 .
( 1 ) « وانگهى هركه به دقت در اين مسائل بينديشد پى خواهد برد كه دنيس ، از صلح به اندازهى جنگ هراسان است . در واقع ، وى جنگ كنونى را به منزلهى موقعيت مناسبى مىنگرد كه سيراكوزيان از پاى افتاده توسط دشمن را ، مانع مىگردد عليه وى دست به اقدامى زنند ؛ حال آنكه چنانچه كارتاژيان شكست را پذيرا شوند سيراكوزيان به خاطر پيروزى در جنگ برانگيخته شده ، خواهند توانست سلاح خويش را براى به دست آوردن آزادى به كار گيرند .
( 2 ) همچنين براين باورم كه به واسطهى همين انگيزه ، در نخستين جنگ ، وى ژلا و كامارين را با خيانت رها و اين شهرها را خالى از سكنه كرد و در پيمانى كه با كارتاژيان منعقد كرد بيشتر شهرهاى يونانى خالى از سكنه را در اختيار آنها گذارد .
( 3 ) بعدها در حين صلح با نقض مفاد پيمانها ، ساكنين ناكسوس و كاتان را چون بردگانى به فروش رساند . ناكسوس را ويران ساخته و كاتان را بهعنوان اقامتگاه در اختيار كامپانيانى گذارد كه از ايتاليا خارج شده بودند .
( 4 ) عاقبت وقتى آنهايى كه از مرگ رسته و به سرنگون ساختن جبارگرى برآمدند ، در اين شرايط ، وى جنگ جديدى را با كارتاژيان آغازيد ، زيرا از قرار گرفتن در معرض اقدامات سيسيليان - كه چونان سپاهى گرد هم آمده بودند - بيش از نقض پيمانهايى كه وى بدانها سوگند خورده بود ، واهمه داشت . همچنين به نظر مىرسد وى همواره مراقب است تا گزندى به كارتاژيان وارد نسازد .
( 5 ) اول اينكه وى مىتوانست از پياده شدن كارتاژيان ، در پانورم - كه در آن اوان از سفرى طولانى خسته شده بودند - جلوگيرى به عمل آورد ، ولى نخواست چنين كند . آنگاه وى اجازه داد مسين ، اين شهر بسيار بزرگ كه از موقعيت خوبى برخوردار بود ، ويران گردد و نه تنها اين تلفات با كشته شدن شمار زيادى سيسيلى