آزادى را از ما سلب نمود . كسانى كه احترام به قوانين را به وى خاطرنشان مىساختند از دم تيغ گذراند و كسانى را كه از ثروت هنگفتى برخوردار بودند ، تبعيد كرد . زنان تبعيدشدگان را به ازدواج بردگان و كارگران درآورد . عاقبت ؛ جنگافزارهاى شارمندان را به بربرها و بيگانگان واگذار كرد . آه ، اى ژوپيتر و ديگر خدايان ! اين است آنچه كه اين مرد ساده و بىنام و نشان از خويش بر جاى گذارده است . »
67 .
( 1 ) « چه شد شوروشوق سيراكوزيان براى آزادى ؟ كجايند كارهاى نمايان نياكانمان ؟ از سيصد هزار كارتاژى كه در پاى باروهاى هيمر به هلاكت رسيدند سخنى به ميان نمىآورم . از اينكه چگونه نياكانمان در برابر جبارانى كه سوداى جانشينى ژلون را در سر مىپروراندند ، به دفاع از خويش برخاستند سخنى نمىگويم . ليك واقعهاى را برايتان حكايت مىكنم كه به زمانهاى دور بازنمىگردد .
آن زمان كه آتنيان با قواى چشمگيرى براى حمله به سيراكوز آمدند ، پدرانمان چونان به خوبى از خويش دفاع كردند كه حتى يك مرد ، براى بردن خبر شكست به آتن ، جان به سلامت نبرد .
( 2 ) و ما در برابر اين سرمشقهايى كه پدرانمان از خويش بر جاى نهادند ، خود را تحت فرمان دنيس قرار دادهايم و آن هم در زمانى كه جنگافزارهايمان را نيز در اختيار داريم ! بىگمان مشيت خدايان ، ما را با همپيمانان و جنگافزارهايمان گرد هم آورده تا دگر بار آزادى را فرا چنگ آوريم . از امروز برماست كه خود را بىباك و خردمند نشان داده ، طوق بندگى را از گردن بيرون نهيم .
( 3 ) پيش از اين ما از همپيمانان و جنگافزارها محروم بوديم و نيروهاى مزدور ، ما را احاطه كرده بودند . در آن اوان مىبايست خود را تسليم شرايط سازيم ؛ ليك امروز كه سلاح و همپيمانانى به منزلهى نيروى كمكى و شاهدان شجاعتمان ، در اختيار داريم ديگر پاپس نمىنهيم و به همگان نشان خواهيم داد كه به هيچ روى ، نه به خاطر زبونى و سستى ، بلكه به خاطر ضرورت شرايط بود كه بردگى را تحمل كرديم .
( 4 ) چگونه مىتوانيم دشمنى را كه به پرستشگاههاى شهر بىحرمتى روا داشته بهعنوان فرمانروا به رسميت شناخته و شخصى را كه يك فرد سادهى