نظرات متفاوتى دربارهى اين جنگ داشتند .
( 4 ) برخى كه بر قدرت دشمن واقف بوده و خود را بدون متحد و محروم از سوارهنظام - كه در اين اوان در سيراكوز به سر مىبرد - مىديدند ، از ايستادگى در برابر محاصره چشمپوشى كردند ؛ حصارهاى ويران شده ، قدرت دفاع را از آنها سلب كرده بود و زمان موجود نيز اجازهى بازسازى را به آنها نمىداد . بنابراين فرزندان و زنان خويش را از مسين خارج كرده ، آنها را همراه گرانبهاترين اشيا به شهرهاى اطراف منتقل كردند .
( 5 ) ديگر مسنيان كه نداى غيبى را شنيده بودند كه مىگفت : « كارتاژيان مىبايد در مسين آب آورند » ؛ اين نداى غيبى را به فال نيك گرفتند و متقاعد شدند كه كارتاژها روزى در مسين برده خواهند گرديد .
( 6 ) آنها كه اينچنين دل استوار شده بودند ، ديگر شارمندان را با خويش همداستان كرده ، آنان را به جنگيدن براى آزادى ترغيب كردند و از ميان جوانان يگان زبدهاى را برگزيده ، آنها را به پلوريد « 1 » روانه كردند تا از پيشروى دشمن جلوگيرى كنند .
57 .
( 1 ) مقارن با اين وقايع ، ايميلكار وقتى مشاهده كرد كه مسنيان در پى آنند كه مانع از عبورش گردند ، دويست كشتى را اعزام داشت تا شهر را به محاصره درآورند . وى با خردمندى مىخواست ، هنگامى كه نيروهاى مسين در پى بستن راه بر او هستند به راحتى از طريق دريا براين شهر سيطره يابد ؛ زيرا اين شهر در اين اوان بىدفاع وانهاده شده بود .
( 2 ) باد شمال وزيدن گرفت و ناوگانش بىدرنگ بادبان برافراشته ، وارد بندر گرديد . يگانى كه به پلوريد روانه شده بود هرچند با شتاب زيادى راهپيمايى كردند ، امّا تنها پس از ورود كشتىهاى دشمن به بندر ، وارد شهر شدند .
( 3 ) اينچنين كارتاژيان كه مسين را از هر طرف به محاصره درآورده بودند از طريق شكافها به درون شهر نفوذ كرده ، شهر را در اختيار خويش گرفتند .
هامش
( 1 ) .Peloride