گشوده و دستوراتى را كه در آن مرقوم شده است به اجرا درآورند . وى اين حيلهى جنگى را درانداخت تا هيچ جاسوسى نتواند آنچه را كه وى در آن نوشته بود به دنيس گزارش دهد ؛ در اين نامهها آمده بود كه همگى به سوى پانورم راهى شوند .
( 2 ) تمامى ناوگان با بهرهگيرى از بادى مساعد لنگرها را كشيدند ؛ كشتىهاى بارى بر پهنهى دريا و ترىرمها در امتداد ساحل به سوى موتيه « * » بادبان برافراشتند .
بادى مناسب مىوزيد و همينكه نخستين كشتىهاى بارى در سيسيل نمايان شد ، دنيس ، لپتين را با سى ترىرم اعزام كرد و به وى دستور داد ترىرمها را بر كشتىهاى دشمن بكوبد و همه آنها را در هم شكند .
( 3 ) اين دستور بىدرنگ اجرا گرديد و در نخستين پيكار ، لپتين برخى كشتىها را همراه با تمامى نفرات آن غرق ساخت ؛ برخى ديگر از كشتىها كه پاروزنان چيرهدستى در آنها سوار بودند و بخت نيز با آنها يار بود توانستند به راحتى جان خويش را نجات دهند . با اين حال ، شمار كشتىهايى كه غرق شدند 50 كشتى بود و پنج هزار تن و دويست ارابهى جنگى در آنها جاى داشتند .
( 4 ) به هر روى ، ايميلكار به پانورم رسيد ، نيروهايش را از كشتى پياده نمود و آنها را عليه دشمن راهى گردانيد . وى به ترىرمها دستور داد كه در امتداد ساحل پيشروى كنند ؛ در حين پيشروى به واسطهى خيانتى ، اريكس را به تصرف خويش درآورد و مقابل موتيه اردو زد . هنگامى كه ايميلكار ، موتيه را به محاصره درآورد دنيس در اژست به سر مىبرد .
( 5 ) سيسيليان ميل به جنگ داشتند ، اما دنيس كه از شهرهاى متحدين ، بسيار دور و آذوقهاش در شرف تمام شدن بود ، بهتر ديد ميدان جنگ را به جاى ديگرى منتقل نمايد .
( 6 ) بنابراين عزم خويش را به عقبنشينى جزم كرده ، سيكانىها را بر آن داشت تا در اين زمان شهرهاى خويش را ترك گفته ، در خدمت سپاه قرار گيرند .
دنيس در ازاى آن به آنها وعده داد كه سرزمينى حاصلخيزتر و نيز مسكونى را در
هامش
* . در ترجمهى انگليسى « به سوى درياى ليبى » آمده است .