بر بلندىها مستقر شده و از آنجا تيرهايشان را به سوى يونانيان پرتاب كردند ، اينچنين ، بسيارى از آنان را كشته و شمار زيادى را به زحمت و دشوارى انداختند .
( 6 ) تيرهايشان بيش از دو ارش طول داشت ؛ از ميان سپرها و جوشنها عبور مىكرد ، به گونهاى كه در امان ماندن از آنها غيرممكن بود . حتى نقل مىكنند كه اين تيرها آنقدر بلند بودند كه يونانيان پس از آنكه آنها را بر روى تسمههايى مىبستند ، به جاى زوبينى به كار مىبردند .
( 7 ) عاقبت پس از راهپيمايى جانفرسا از ميان اين سرزمين ، يونانيان به كرانههاى رود سانتريت « 1 » رسيده ، از آن عبور كرده و وارد ارمنستان شدند . ترىباز خشترپاون اين ايالت بود . يونانيان با وى قرارداد صلحى منعقد و چون دوستانى از اين سرزمين عبور كردند .
28 .
( 1 ) هنگام عبور از كوههاى ارمنستان با برف سنگينى مواجه شدند و همگى در شرف نابودى قرار گرفتند . چنين بود آنچه كه روى داد : هوا منقلب شد ، ابتدا برف زيادى نمىباريد و هيچ مانعى براى ادامهى راهپيمايى پيش رويشان ننهاد ؛ اما به زودى بادى وزيدن گرفت و شدت آن بيشتر و بيشتر شد و چون برف سنگينى باريد ، تمام زمين را پوشاند و مانع از تشخيص راهها و مكانها گرديد .
( 2 ) در اين هنگام ، نااميدى و ترس بر سربازان مستولى شد ؛ آنان از بيم مرگ نه مىخواستند به عقب بازگردند و نه مىتوانستند به خاطر بارش برف سنگين پيش روند . پس از آن كولاك شد و بادهاى سهمگين با تگرگ همراه گشت كه مستقيما بر چهره مىخورد و تمامى سپاه را وادار به توقف كرد . سربازان ناتوان از برتافتن مرارتها و خستگىهاى راهپيمايى ، هرجا كه بخت و اقبال آنها را قرار داده بود ، توقف مىكردند .
( 3 ) يونانيان ، محروم از ابتدايىترين نيازهاى زندگى ، تمامى روز و شب را در هواى آزاد به سر برده ، در معرض گزندهاى بسيارى قرار داشتند . برف پيوسته
هامش
( 1 ) .( Centrite )؛ رودخانهى سانتريت براساس نظر گزنفون ، ارمنستان را از سرزمين كردوكيان جدا مىكرد .