يكى از آنها فرار كرد ، خود را به اردوى يونانيان رساند و اين حادثهى غمانگيز را به اطلاع آنها رساند .
27 .
( 1 ) وقتى سربازان از آنچه روى داد آگاه شدند ، در ابتدا دچار وحشت شده و سراسيمه ، سلاح در دست به اين سو و آن سو مىدويدند و ديگر از هيچ فرمانى پيروى نمىكردند . ولى آنگاه كه ديدند هيچكس بر آنان هجوم نياورد ، فرماندهان جديدى برگزيدند و فرماندهى كل را به خريسوفوس لاسدمونى « 1 » سپردند .
( 2 ) تحت فرمان اين سرداران ، سپاه قدم در راه گذارد و از پررفتوآمدترين راه به سوى پافلاگونى رهسپار گرديد . اما تيسافرن ؛ فرماندهان يونانى را زنجير كرد و آنان را براى اردشير فرستاد . اردشير همگى آنان را جز منون هلاك كرد . منون را آزاد كرد ، زيرا اين فرمانده كه ميانهاش با همقطارانش به هم خورده بود ، به نظر مىرسيد قصد خيانت به يونانيان را داشت .
( 3 ) تيسافرن در پيشاپيش سپاه به تعقيب يونانيان پرداخت ، ولى جرأت نكرد رودررو با آنها پيكار كند ، زيرا از شجاعت مردانى از جان گذشته ، مىهراسيد . وى به رغم آنكه مواضع مناسبى را براى تحقّق هدفش به اشغال خويش درآورده بود ، نتوانست آسيب جدى بر آنها وارد كند و تنها به آزار و اذيت آنها بسنده كرد .
اينچنين آنها را تا نزد كردوكها « 2 » مورد تعقيب قرار داد .
( 4 ) چون نمىتوانست هيچ كار مهمى انجام دهد با سپاه راهى ايونى گرديد .
يونانيان هفت روز وقت صرف كردند تا كوههاى كردوكيان را پشتسر گذارند ؛ در اين بين از جانب بوميان - مردان نيرومندى كه اين سرزمين را به خوبى مىشناختند - رنجهاى بسيارى متحمل شدند .
( 5 ) اين كوهنشينان - دشمنان شاه و مستقل و جنگآزموده - در پرتاب سنگهاى درشت با فلاخنها و به كار بردن كمانهاى بزرگ بسيار تبحر داشتند . آنان
هامش
( 1 ) .Cheirisoph uslelacedemonien( 2 ) .( Carduques )؛ كه در ترجمهى انگليسى( Kurds )و در متن يونانى( Karduxoy )آمده است . اين مردمان بايد همان كردها باشند .