پنداشتند كه ديگر نجات يافتهاند . آنگاه با انباشتن سنگها بر بلندايى ، ستونهاى بلندى از آن برافراشتند و غنائمى كه از بربرها به دست آورده بودند ، بر ستونها آويختند تا پس از خويش بنايى جاودان از لشكركشى برجاى نهاده باشند . « 1 » سرانجام جام سيمين و جامهاى پارسى به راهنما دادند و وى پس از آنكه راهى را كه به نزد ماكرونها « 2 » منتهى مىشد ، به آنها نشان داد ، از آنان جدا شد .
( 5 ) پس از رسيدن به سرزمين ماكرونها ، يونانيان با اين مردم پيمان صلحى برقرار كردند ؛ به نشانهى ضمانت ، نيزهاى كه به شيوهى بربرها ساخته شده بود دريافت كردند ، در ازاى آن ، نيزهاى يونانى به آنها دادند . بربرها مىگفتند ؛ اين سنت پيشينيانشان بود كه وقتى مىخواستند به سوگندشان بيشترين تضمين را دهند ، چنين مىكردند . پس از آنكه مرزهاى سرزمين ماكرونها را درنوريدند به منطقهى كولخيديان « 3 » وارد شدند .
( 6 ) توسط بوميانى كه گرد هم آمده بودند محاصره شده ، در نبردى آنها را شكست داده ، بسيارى از آنها را هلاك كردند . آنگاه بر موقعيتى سوق الجيشى سيطره يافته ، از آنجا زمينهاى اطراف را غارت و چپاول كردند . پس از آنكه اين چنين غنايمى به چنگ آوردند ، در آرامش كامل به استراحت پرداختند .
30 .
( 1 ) يونانيان در اين نواحى شمار زيادى كندوى زنبور عسل يافتند كه سرشار از عسل گرانبها بود ؛ اما هركسى كه از اين عسد مىچشيد از درد عجيبى به خود مىپيچيد . آنهايى كه از اين عسل خوردند بيهوش شده همچون مردگان نقش بر زمين شدند .
( 2 ) چون تعداد زيادى از سربازان از اين عسل - كه از خوردن آن لذت بسيار مىبردند - خورده بودند جملگى بر زمين افتادند ؛ گويى اينان در جنگ شكست را پذيرا شدهاند . در آن روز تمامى سپاه از اين رخداد عجيب مغموم و با مشاهدهى اين همه بدبختى ، غرق حيرت شد . فرداى آن روز ، مقارن همان ساعت [ كه اين
هامش
( 1 ) . بريو گويا در تل سنگى آثار بنايى كه يونانيان برپا داشته بودند ، به چشم خود ديده است .
( 2 ) .Macrons( 3 ) .( Colchidiens )يا كولخها( Kolx )