( 7 ) اردشير پيشاپيش سپاه ، شمار زيادى ارابههاى داسدار « 1 » قرار داد ؛ فرماندهى جناحين سپاه را به سرداران پارسى سپرد و خود فرماندهى قلب سپاه را كه مشتمل بر دست كم پنجاه هزار سرباز زبده بود ، بر عهده گرفت .
23 .
( 1 ) هنگامى كه دو سپاه تنها سه استاد با هم فاصله داشتند « 2 » ، يونانيان رجزخوانان با گامهاى آهسته پيشروى كردند ؛ اما وقتى به تيررس رسيدند ، بر گامهايشان افزودند . اين دستورى از جانب كلئارك لاسدمونى بود . در واقع ، سربازان با اجتناب از پيمودن شتابان فاصلهاى طولانى ، شادابى و شور خويش را براى جنگ حفظ مىكردند و برعكس با افزودن گامهايشان در حضور دشمنان ، از ضربات تيرى كه به سويشان پرتاب مىشد در امان مىماندند ، زيرا تيرها از بالاى سرشان مىگذشت .
( 2 ) همين كه سپاه كوروش به نزديكى سپاه شاه رسيد ، تعداد زيادى تير به سوى آن پرتاب شد ؛ گويى اين تيرها از جانب چهارصد هزار نفر پرتاب مىشود ؛ اما نبرد از راه دور ، مدت زمان زيادى طول نكشيد و اندكى بعد ، سربازان رودرروى يكديگر قرار گرفتند .
( 3 ) با شروع جنگ تنبهتن ، لاسدمونيان و ديگر مزدوران به واسطهى بزرگى سلاحها و چالاكى حركات ، بربرها را غرق حيرت ساختند .
( 4 ) زيرا بربرها با سپرهاى كوچكى از خود محافظت مىكردند و تقريبا تمامى ستونها با سلاحهاى سبك مجهز شده بود ؛ گذشته از اين داراى هيچ تجربهى جنگى نبودند . حال آنكه يونانيان ، زندگى را در پيكارها گذرانده و از آنجا كه جنگ پلوپونز مدت زيادى به درازا كشيده شده بود ، آنها از حيث تجربهى جنگى سرآمد بربرها بودند . يونانيان ستونهاى سپاه دشمن را فرارى داده ، شمار زيادى از بربرها را هلاك كردند .
( 5 ) سرنوشت ؛ دو رقيبى را كه براى تاجوتخت با هم نزاع مىكردند ، در قلب سپاه قرار داده بود . آنها با هم گلاويز شده و مىخواستند خود ، فرجام جنگ را رقم
هامش
( 1 ) . پل ماسكره اشاره مىكند كه ارابههاى داسدار را كوروش بزرگ اختراع كرده بود .
( 2 ) . حدود 550 متر