مىبايست راهش را درون سرزمين پى مىگرفت . پس از بيست روز راهپيمايى به شهر تاپساكوس « 1 » واقع در كرانههاى فرات رسيد .
( 6 ) پنج روز در آنجا توقف كرد و پس از آنكه سپاه با غارت و چپاول غنائم ، تداركات زيادى به دست آورد و اينچنين ، جانى تازه گرفت ، آنان را به مجمعى عمومى فرا خوانده ، هدف واقعى از اين لشكركشى را براى نيروهايش آشكار كرد .
چون خطابهاش توسط سربازان مورد استقبال قرار نگرفت ، كوروش از جملگى آنها خواست كه وى را رها نكرده و وعده داد كه آنان را سرشار از هدايا خواهد كرد و افزود كه پس از رسيدن به بابل به هريك از آنها 5 مين نقره « 2 » خواهد بخشيد .
سربازان كه به اميد دستيابى به اين پاداشها به وجد آمده بودند قبول كردند كه وى را همراهى كنند .
( 7 ) كوروش همراه سپاهش از فرات گذشت و بىآنكه درنگ كند ، راه را پى گرفت و به مرزهاى سرزمين بابل رسيد و در آنجا به نيروهايش استراحت داد .
22 .
( 1 ) اردشير شاه كه پيش از اين توسط فارناباز ، از لشكركشىاى كه كوروش مخفيانه عليه وى تدارك ديده بود ، آگاه شده بود ، با خبر نزديكى دشمن ، تمامى سپاهيان را در اكباتان ، واقع در ماد ، گردهم آورد .
( 2 ) چون نيروى كمكى هنديان و سرزمينهاى ديگر ، با توجه به فاصلهى اين سرزمينها ، تأخير كردند ؛ شاه همراه سپاهى كه پيش از اين گرد آورده بود به رويارويى با كوروش رهسپار شد . بر پايهى گزارش افور ، اين سپاه با سوارهنظام ، در مجموع بالغ بر چهار صد هزار نفر مىشد . « 3 »
( 3 ) پادشاه پس از رسيدن به دشت بابل ، اردو را در كرانههاى فرات برپا ساخت و بر آن شد بار و بنهى جنگى را در آنجا بگذارد ، زيرا مىدانست كه دشمن زياد از آنجا دور نيست .
هامش
( 1 ) .Thapsacus( 2 ) . معادل 2160 گرم يا 500 دراخماى يونان
( 3 ) . گزنفون تعداد سپاهيان اردشير را صد و بيست ميرياد سپاهى ( يك ميليون و دويست هزار نفر ) به علاوه شش هزار سوار مىداند . كتزياس نيز چون ديودور ، تعداد سپاهيان وى را چهارصد هزار نفر تخمين مىزند .