21 .
( 1 ) كوروش پس از عبور از كيليكيه به ايسوس « 1 » - شهرى واقع در كرانههاى دريا و انتهاى كيليكيه - رسيد . در همين زمان ، ناوگان لاسدمونيان نيز وارد آنجا شد ؛ سرداران لاسدمونى به ديدار كوروش روانه شدند و حسننيت اسپارتيان را نسبت به وى اظهار كردند ، آنگاه نيروها را از كشتى پياده كرده و هشتصد پيادهنظام را كه تحت فرمان خريسوفوس قرار داشتند به نزد وى بردند .
( 2 ) لاسدمونيان اين مزدوران را به گونهاى در اختيار وى گذاردند كه گويى از طرف اشخاصى معمولى و دوستان كوروش ، براى وى فرستاده شده بودند ؛ ولى در واقع ، تمامى اين كارها با تأييد افورها انجام شده بود . لاسدمونيان نمىخواستند علنا با اردشير وارد جنگ گردند ، آنها نياتشان را مخفى نگاه داشته و در انتظار فرجام اين نبرد بودند .
كوروش همراه تمامى سپاهيانش راهى گرديد . وى از سوريه عبور كرد و به درياسالارانش دستور داد در امتداد ساحل حركت كنند .
( 3 ) وى پس از آنكه به دربندهاى سوريه رسيد ، از اينكه اين مكان را بدون نگهبان يافت ، خرسند شد ، زيرا بسيار نگران بود كه آنجا پيش از وى اشغال شده باشد . اين محل گردنهى باريك و شيبدارى بود ، به طورى كه مىتوانست به راحتى توسط گروهى از سربازان دفاع گردد .
( 4 ) گردنه بين دو كوه بسيار نزديك به هم واقع بود ؛ يكى از اين كوهها تقريبا بهطور عمودى تراش خورده و پر از پرتگاه بود ، ديگرى درست از عريضترين راه آن نواحى شروع مىشد . اين كوه ليبان « 2 » نام داشت و تا فنيقيه امتداد مىيافت . فاصلهى بين اين كوهها سه استاد بود ، كاملا با ديوارهايى مستحكم شده و باريكترين قسمت آن توسط دربندهايى بسته مىشد .
( 5 ) كوروش پس از آنكه اين دربندها را بدون نبردى پشت سر گذارد به ناوگانش دستور مراجعت به افز داد . در واقع ، ناوگان برايش بىفايده شد ؛ زيرا وى
هامش
( 1 ) .( Issus )؛ در كنار خليج اسكندرون واقع است . اين خليج به درياى مغرب مىريزد .
( 2 ) .( Liban )يا لبنان