( 4 ) بنابراين خندقى به عرض شصت و به عمق ده پا حفر كرد و تمامى ارابههايى را كه با سپاه همراه بودند ، دور خندق دايرهوار چيده و اينچنين آن را چون ديوارى محصور كرد . وى تمامى بار و بنه و سياهى لشكر را درون اردويى كه چنين استحكام يافته بود جاى داد و دستهاى نگهبان براى پاسدارى از آنها گمارد .
خود پيشاپيش سپاهيان ، كه از هر قيدوبندى آزاد بودند ، قرار گرفت و به استقبال دشمنانى كه در آن نزديكى بودند ، رفت .
( 5 ) همينكه كوروش سپاه شاه را ديد كه به پيش مىآيد بىدرنگ سپاهش را براى جنگ آراست . « 1 » جناح راست كه بر فرات تكيه داشت متشكل از پيادهنظام لاسدمونى و برخى يگانهاى مزدور بود كه تحت فرمان كلئارك لاسدمونى قرار داشت و توسط هزار سوارهنظام پافلاگونى حمايت مىشد . در جناح چپ ، نيروهاى فريگيايى و ليديايى و گروهى از هزار سوارهنظام ، به فرماندهى آريده « 2 » ، قرار گرفته بودند .
( 6 ) قلب سپاه را خود كوروش فرماندهى مىكرد ؛ اين فالانژ متشكل از شجاعترين پارسيان و ديگر بربرها بود و تقريبا ده هزار نفر را شامل مىشد . در جلوى آن ، يگانى از هزار سوارهنظام قرار داشت كه بهطور باشكوهى مجهز شده ، سپرها و شمشيرهاى يونانى در دست داشتند .
هامش
( 1 ) . ديودور همانند گزنفون - كه تنها اشاره مىكند از ميدان جنگ تا بابل 360 استاد فاصله بود - نامى از ميدان جنگ نمىبرد . پلوتارك مىگويد كه كوناكسا به فاصلهى 500 استادى از بابل واقع بوده است . پل ماسكره - استاد دانشكده ادبيات دانشگاه بوردو و مترجم آناباسيس به فرانسه - دهى را كه پارسيان در مواجهه با مزدوران يونانى ، پس از كشته شدن كوروش بدان عقب نشستند كوناكسا مىنامد و بر اين باور است كه اين ده ، اسم خود را به اين جنگ داده است ؛ در حالى كه پلوتارك ميدان كارزار را كوناكسا نام مىنهد و نه محل عقبنشينى نيروهاى اردشير را . كوناكسا يونانى شده همان واژهاى است كه در زبان پارسى ، كنيسه مىگويند و نيايشگاه يهوديان مىباشد . شاپور شهبازى ( لشكركشى كوروش جوان ، خرد و كوشش ، 1349 ، صص 341 - 42 ) اشاره مىنمايد كه تا سال 1963 اغلب محققان ميدان جنگ را در « تل عقر كونيسه » مىدانستند كه در كنار رود فرات و در 500 استادى خرابههاى بابل واقع بود ، اما بارنت ، مورخ و باستانشناس انگليسى ، نشان داد كه ميدان جنگ در جايى بوده كه امروز « النسيفيت »( Al - Nassiffiat )خوانده مىشود و در 50 مايلى شمال بابل جاى دارد .
( 2 ) . گزنفون از اين سردار با عنوان « آريه »( Ariee )نام مىبرد .