46 .
( 1 ) همچنانكه در طول اين اثر همواره بر آن بوديم تا با مدح و ستايش ، شكوه و افتخار نيكوكرداران را نمايان و خاطرهى مردان شرور را آكنده از لعن و نفرينى كه سزاوارشان است سازيم ، از رسوايى پيمانشكنى و خيانت پوزانياس نيز چشم نخواهيم پوشيد .
( 2 ) آيا نبايد از بىخردى شخصى كه ناجى سرزمين يونان ، فاتح پلاته و پرآوازه به خاطر ديگر كارهاى درخشانش شده بود ، ولى نه تنها نتوانست شهرت آغازينش را حفظ كند ، بلكه مجذوب تجملات و تنآسايى پارسيان گرديد و تمامى افتخارات گذشتهاش را به شرمآلود ، غرق در حيرت شد ؟
( 3 ) مغرور از آسايش و راحتطلبى ، از راه و رسم زندگى لاسدمونيان بيزارى جست و مردى كه مىبايست از آداب و رسوم بربرها بيش از ديگران دورى جويد ، تنآسايى و تجملات آنان را سرمشق خويش قرار داد ، چه او نه از طريق ديگران ، بلكه به تجربه ، خود مىدانست چه تفاوتى ميان نظام پارسيان و اصول حكومت لاسدمونى وجود دارد .
( 4 ) بدينسان به خاطر فساد و انحطاط ، نه تنها مجازات ، سزاوارش بود ، بلكه او موجب گرديد همشهريانش سيادت بر دريا را از كف دهند . در واقع ، مقايسهاى كه متحدين در آن زمان از رفتار و سلوك پوزانياس با استعداد نظامى آريستيد و نيز روابط دوستانهى وى با زيردستانش و ديگر خصوصياتش به عمل مىآورند ، همگى آنان را به سوى آتنيان گرايش مىدهد .
( 5 ) در نتيجه ، ديگر به دستورات سرداران اسپارت وقعى نمىنهادند .
آريستيد كه توسط همگان تحسين و پيروى مىشد ، بىآنكه براى به چنگ آوردن آن ناگزير به جنگ باشد ، به فرماندهى نيروى دريايى يونان منصوب گرديد .
47 .
( 1 ) پس از آن ، آريستيد بىدرنگ به تمامى متحدين توصيه كرد مجمعى ترتيب دهند و وى در آن مجمع ، پيشنهاد كرد كه جزيرهى دلوس را به عنوان خزانهى عمومى برگزيده ، تمامى پولهاى جمعآورى شده را در آنجا قرار دهند .
اين پول حاصل از مالياتهايى بود كه هر شهر مىبايست براساس توان مالى خويش در مواجهه با هزينههاى جنگ احتمالى با پارسيان بپردازد . مبلغ كلى اين