ستم روا مىداشت . همگان از وى منزجر بودند ، به ويژه آن دسته از يونانيانى كه صاحب اختياراتى بودند .
( 6 ) در سپاه ، ميان مردم و در شهرها از بىرحمى پوزانياس سخن به ميان مىآمد و سرانجام پلوپونزيان او را ترك گفته ، به سرزمين خويش بازگشتند و نمايندگانى را به اسپارت روانه ساختند تا پوزانياس را متّهم كنند . آريستيد آتنى در نشستها با بهرهگيرى از اين فرصت به تملق شهرها پرداخت و با سخنرانىهاى متملقانه ، آنان را به طرف آتنيان كشاند . رخداد ديگرى كه بهطور اتفاقى روى داد ، طرحهاى آتنيان را امكانپذير ساخت .
45 .
( 1 ) پوزانياس ، از ترس رسوا شدن ، با شاه توافق كرد كه وى به هيچ عنوان اجازه ندهد حاملان نامههايش به يونان بازگردند و در نتيجه ، اين پيكها پس از رساندن پيامها ، همگى كشته مىشدند .
( 2 ) عاقبت يكى از آنان با تأمل در مورد همهى اين وقايع ، نامههايى را كه به او سپرده شده بود ، باز كرد و پس از پى بردن به ترفندهايى كه براى از بين بردن پيكها به كار گرفته مىشد ، نامهها را به افورها واگذار كرد .
( 3 ) افورها با وجود اين ، بر اين افشاگرى يقين حاصل نكردند ، زيرا نامههايى كه به آنان واگذار شده بود از قبل باز بودند ؛ آنان برهانى استوارتر مطالبه كردند . در اين زمان قاصد برآن شد كارى كند تا پوزانياس ، خويشتن ، حقايق را بازگو كند .
( 4 ) بنابراين به تنار « 1 » روانه شد و در معبد نپتون « 2 » « * » شروع به استغاثه كرد و زير دو چادر ، افورها و اسپارتىهايى را كه همراه خود برده بود ، مخفى ساخت .
پوزانياس به وى نزديك شد و از او پرسيد كه براى چه به اينجا آمده و از خدايان يارى مىطلبد ؟ در اين هنگام قاصد وى را به خاطر محكوم كردن پيكهاى بىگناه به مرگ ، در نامههايى كه خود وى ، آنان را مسئول رساندن نامهها ساخته بود ، مورد
هامش
( 1 ) .( Tenare )؛ دماغهاى واقع در لاكونى در بالاترين نقطهى پلوپونز .
( 2 ) .L etempledeNeptune* در ترجمهى انگليسى « معبد پوزئيدون » آمده است .