قدرت را در دست گرفت . « 1 »
( 3 ) هيرون ، پادشاه سيراكوزيان ، بعد از مرگ ژلون ، كه شاهد محبوبيت برادرش پولىزلوس « 2 » نزد سيراكوزيان بود ، بر او ظنين شد كه سوداى پادشاهى در سر مىپروراند و براى خلاص شدن از شرش چارهاى انديشيد تا همچنان سرير پادشاهى را با خاطرى آسوده در اختيار داشته باشد . وى مزدورانى استخدام كرد و براى خود نگهبانانى از سربازان بيگانه تشكيل داد .
( 4 ) چون سيباريتها « 3 » در آن زمان توسط كوروتونياتها « 4 » در محاصره بودند و از هيرون تقاضاى يارى كردند ، او شمار زيادى نيرو گرد آورد و فرماندهى آنها را به برادرش پولىزلوس سپرد ؛ با اين اميد كه توسط كوروتونياتها كشته شود .
( 5 ) پولىزلوس در نيات برادرش ترديد كرد و از پذيرش فرماندهى سپاه اجتناب ورزيد و نزد ترون ، جبار آگريژانت ، پناه برد . هيرون كه خشم وجودش را فرا گرفته بود تصميم گرفت به جنگ ترون برود .
( 6 ) در اين گيرودار ، تراسيده « 5 » ، پسر ترون و حاكم شهر هيمر ، به خاطر ظلم و تعدى بيش از حد ، مورد انزجار عموم واقع گرديد .
( 7 ) ساكنين هيمر از آن جهت كه پدرش را داور بىطرفى نمىيافتند از بردن شكايت نزد وى امتناع مىكردند . از اينروى ، نمايندگانى را نزد هيرون گسيل داشتند تا شكايت خويش را عليه تراسيده عرضه كنند و به او وعده دادند كه تحت اوامر او خواهند بود و وى را در برابر ترون يارى خواهند رساند .
( 8 ) اما هيرون كه مىخواست روابطى دوستانه و صلحآميز با ترون داشته باشد به هيمريان خيانت ورزيده ، پيشنهادات مخفى آنان را فاش ساخت . ترون با دريافت اين خبر ، تحقيقى صورت داد و پس از اينكه به درستى اين افشاگرى پى برد
هامش
( 1 ) . ميسىتوس بر تعهداتش جامهى عمل پوشاند . ر . ك به : بند 60 از همين كتاب و هرودوت ( 7 ، 170 )
( 2 ) .Polyzelus( 3 ) .Sybarites( 4 ) .Corotoniates( 5 ) .Thrasydee