روزى پيروز گرديد كه لئونيداس در ترموپيل « 1 » با خشايارشا پيكار كرد . گويى نبوغى برتر اراده كرده بود تا باشكوهترين پيروزى و پرافتخارترين ناكامى در يك فضاى زمانى گرد هم آيند .
( 2 ) بعد از نبرد هيمر ، بيست كشتى جنگى كارتاژيان كه آميلكار براى نيازهاى سپاهش فراهم ساخته بود ، در اين گيرودار كه تقريبا همگى كارتاژيان هلاك يا اسير شده بودند ، فرار كردند . آنان اين فرصت را داشتند تا بادبانها را برافراشته و به سوى ميهن خويش بازگردند ؛ اما اين كشتىهاى جنگى لبريز از فراريان ، دچار طوفان شده و همگى درهم شكستند . فقط چند تن كه در درون قايقها نجات يافته بودند ، خود را به كارتاژ رساندند و در چند كلمه ، نابودى كامل سپاه اعزامى به سيسيل را خبر دادند .
( 3 ) خبر اين فاجعهى غيرقابل پيشبينى چنان كارتاژها را هراسان نمود كه همگى شب را براى مراقبت از شهر با چشمانى اشكبار گذراندند ؛ گويى ژلون با سپاهش بىدرنگ براى حمله به كارتاژ روانه شده است .
( 4 ) شمار مردگان ، شهر را در عزاى عمومى و خانوادهها را در غم فرو برد .
برخى براى پسرانشان و برخى براى برادرانشان مىگريستند . يتيمان رها شده ، با گريه و زارى پدران و حاميان خود را مىخواستند . كارتاژها نگران از حملهى ژلون به ليبى ، نمايندگانى سخنران و كارآزموده را كه داراى قدرتى تام بودند ، به سوى وى فرستادند .
25
( 1 ) پس از پيروزى ، ژلون جنگجويانى كه آميلكار را كشته بودند با هدايايى مفتخر ساخت و به ديگران كه از خود شجاعت به خرج دادند ، پاداش عطا كرد . اما گرانبهاترين اشياى حاصل از غنايم را به قصد تزئين معابد سيراكوز ، نزد خويش نگه داشت .
بخش اعظم آن را به ديوارهاى مشهورترين معابد هيمر آويخته و باقى را همراه با اسراى جنگى بين متحدينش ، به نسبت تعدادى كه در لشكركشى شركت
هامش
( 1 ) . بنابر نظر هرودوت ( 7 ، 146 ) جنگ هيمر همان روزى آغاز شد كه نبرد دريايى سالامين اتفاق افتاد .