حصار چوبى به روىشان گشوده شد ، آميلكار را كشته و كشتىهاى جنگىاش را به آتش كشند .
وى در همين زمان بر بلندىهاى اطراف ديدهبانانى را فرستاد و آنان را مأمور كرد تا به مجرد ديدن سوارهنظام در درون حصار ، علامت دهند . ژلون در سپيدهدم نيروهايش را استقرار بخشيد و منتظر علامت شد .
22 .
( 1 ) با طلوع آفتاب ، سوارهنظام به سوى اردوگاه دريايى كارتاژها عزيمت كردند و مانند متحدين مورد استقبال قرار گرفتند و بر آميلكار كه مشغول قربانى بود يورش برده ، او را هلاك كرده و ناوگانش را به آتش كشيدند . ژلون با علامت از ماوقع آگاه گرديد و خود پيشاپيش سپاهش كه براى نبرد آماده شده بود ، قرار گرفت و با آرايش جنگى مناسب ، اردوى كارتاژها را مورد حمله قرار داد .
( 2 ) سرداران فينيقى ابتدا نيروهاى خود را خارج ساخته و آنگاه در برابر نيروهاى سيسيلى قرار گرفته و جنگ سختى را با آنان آغاز كردند . شيپورها در اردوى دو طرف به نشانهى علامت جنگ به صدا درآمدند و دو سپاه براى برآوردن بلندترين صداها ( از شيپور ) با هم به رقابت مىپرداختند .
( 3 ) كشتار وحشتناكى روى داد و پيروزى نامعلوم بود و گاهى از آن اين سپاه و گاهى از آن سپاه ديگر مىشد تا اينكه ناگهان شعلههاى آتش از كشتىها زبانه كشيد و در همين زمان شايعهى قتل فرمانده كارتاژيان پخش شد . يونانيان كه با اميد به پيروزى جان گرفته بودند بر بربرها كه دچار وحشت گرديده و تنها راه نجات خويش را در فرار جستجو مىكردند ، يورش بردند .
( 4 ) چون ژلون دستور داده بود كه از جان احدى نگذرند ، شمار زيادى از فراريان با ضربات شمشير از پاى درآمدند . دشمن بيش از صد و پنجاه هزار تن از افرادش را از دست داد . آنانى كه از اين قتل عام گريختند به جاهايى كه داراى استحكامات طبيعى بود ، پناه بردند و در بادى امر در برابر حملهى مهاجمان ايستادگى كردند ؛ اما چون مكانى كه آنان اشغال كرده بودند فاقد آب بود ، از تشنگى رنجور گشته ، ناچار شدند خود را تسليم فاتحان كنند .
( 5 ) ژلون با اين پيروزى درخشان - كه با تدابير كارآمدش حاصل شد - شهرتى