با نامش دامارتيون « 1 » ناميده شد ؛ اين سكه معادل 10 دراخم آتيكى بود ؛ سيسيلىها به خاطر وزنش آن را « پنتكون تاليترون » « 2 » ناميدند .
( 4 ) ژلون با همگان به نيكى رفتار مىكرد و اساسا براى اينكه به خضوع ذاتى خويش پايدار بماند و نيز با رفتار نيكويش قلبها را به دست آورد ، خود را در برابر همگان انسانى شريف نشان مىداد .
وى در اين زمان سرگرم فراهم ساختن تداركات جنگ بود تا نيروهاى زيادى را به يونان گسيل دارد و عليه پارسيان به يونانيان ملحق شود .
( 5 ) هنگامى كه او در انديشهى اين لشكركشى بود از كورنت ، پيامهاى پيروزى يونانيان در سالامين و عقبنشينى خشايارشا را - كه همراه با بخشى از نيروهايش اروپا را ترك كرده بود - دريافت كرد .
از اينرو ، از اين عقيده چشم پوشيد و بعد از ستودن سربازان به خاطر ارادهى قويشان ، مجمعى ترتيب داد و به همه دستور داد سلاح خود را تحويل داده و بدون سلاح وارد شوند . خود وى نه تنها بدون سلاح بلكه بدون لباس و تنها با ردايى ساده وارد مجمع گرديد .
در آنجا او به شرح زندگى خويش و آنچه كه براى سيراكوزيان انجام داد ، پرداخت .
( 6 ) هر كلامى از سخنانش با تشويقهاى حضار همراه بود و همگى از اين كه او اينچنين ، خود را عريان و بىدفاع در برابر شمشير هر آنكس كه سوداى قتل او را در سر داشت ، قرار داده بود ، غرق حيرت شدند . بىآنكه او را جبار بپندارند ، همگان او را يكصدا با عنوان « خيرخواه ، ناجى و شاه » فرياد ميزدند .
( 7 ) پس از خارج شدن از مجمع ، غنايم دشمن را جهت بناى معابدى باشكوه براى « سرس » « 3 » و « پروسرپين » « 4 » به كار گرفت . وى سه پايهى طلايى به وزن
هامش
( 1 ) .Damaretion( 2 ) .( Pentecontalitron )؛ يعنى پنجاه ليتر
( 3 ) .( Ceres )؛ دختر ساتورن و سيبل . خداى رومى كشاورزى كه مطابق دمتر يونانى است .
( 4 ) .( Proserpine )؛ ايزدبانوى جهنم ، همسر پلوتون و دختر ژوپيتر و سرس و معادل پروسفونه يونانى است .