9 .
( 1 ) يونانيان با شنيدن اين خبر ، بىدرنگ ، حوالى نيمهشب براى مشورت دربارهى خطرهايى كه آنها را تهديد مىكرد گرد هم آمدند . برخى براين عقيده بودند كه بايد به سرعت تنگه را رها نموده و به متحدين بپيوندند ، زيرا نجات سپاه با ايستادگى غيرممكن بود .
لئونيداس ، فرمانرواى لاسدمونيان كه خواستار افتخارى بزرگ براى خود و اسپارتيان بود ، ديگر يونانيان را به سرزمينهايشان بازگردانيد و به آنها دستور داد كه از خود محافظت كنند تا بتوانند از سرزمينشان در نبردهاى ديگرى كه پيشروى آنهاست ، دفاع نمايند . اما او به لاسدمونيان دستور داد بمانند و آنان را از رها كردن تنگه منع كرد ؛ او افزود كه جنگيدن در صف نخست و به پيشواز مرگ رفتن ، تنها برازنده سرداران يونان است .
( 2 ) بدينگونه ساير يونانيان عقبنشينى كردند و لئونيداس با هموطنانش حماسهى قهرمانانه و باشكوهى را خلق كرد . « 1 » لئونيداس همراه با گروه اندكى از لاسدمونيان از جمله تسپىها « 2 » و متحدين ، كه شمارشان به سختى به پانصد نفر مىرسيد ، جان خويش را براى نجات يونان فدا كردند .
( 3 ) در اين حال پارسيان به راهنمايى مرد تراخينى تنگه را دور زده ، خود را به پشت نيروهاى لئونيداس رساندند . يونانيان كه افتخار را بر نجاتى كه از آن نااميد گشته بودند ، ترجيح مىدادند به اتفاق آرا از فرمانده خويش خواستند كه قبل از اينكه دشمن آنان را محاصره كند ، خود بر دشمن حمله برند .
( 4 ) لئونيداس خشنود از غيرت سربازان ، به آنان دستور داد غذايى صرف كنند ، همچون افرادى كه مىبايست در جهنم ( هادس ) « 3 » شام صرف كنند ؛ خود نيز اندكى غذا خورد « * » تا بتواند خستگى نبرد را براى مدتى طولانى تحمل كند . همين
هامش
( 1 ) . ن . ك به : هرودوت ( كتاب 7 ، بند 222 )
( 2 ) .( Thespiens )؛ ساكنان شهرى واقع در بئوسى
( 3 ) .( Hades )؛ از خدايان يونان . پسر كرونوس و رئا . با همسر خويش پرسفونه بر اشباح مردگان حكمفرمايى مىكرد . او حكمفرماى عالم زيرين بود و خداى اموات( Enfers - Tartare )* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « و او خود مطابق دستور خود غذا خورد زيرا گمان مىكرد كه اينچنين مىتواند نيروى خويش را براى مدت طولانى حفظ كند و در برابر سختىهاى پيكار تاب آورد . »