يونانيان برآنند تا سريعتر از اسبهايم بگريزند يا جرأت مقاومت در برابر چنين سپاه عظيمى را خواهند داشت ؟ »
( 2 ) گويند پاسخ دمارات چنين بود : « اى شاه ، تو خود از شجاعت يونانيان غافل نيستى ، چه از نيروهاى يونانى براى سركوب و به اطاعت واداشتن بربرهاى شورشى بهره جستى . آيا آنان را ، آنگاه كه براى امپراتورىات مبارزه مىكردند شجاعتر از پارسيان و حال كه براى آزادىشان مىجنگند ضعيفتر و زبونتر مىپندارى ؟ »
( 3 ) شاه با خنده از او خواست در اين نبرد او را همراهى كند تا شاهد فرار لاسدمونيان باشد . سپس سپاه خويش را براى حمله به يونانيان در ترموپيل ، روانه ساخت . وى مادها را پيشاپيش سپاهيانش قرار داد ، يا بدين دليل كه شجاعت آنان را مىستود ، يا اينكه مىخواست از آنان خلاصى يابد ، زيرا مادها به رغم از دست دادن برترى ، هنوز غرور خويش را حفظ كرده بودند « 1 » .
( 4 ) وانگهى در ميان مادها بازماندگان كسانى كه در جنگ ماراتون كشته شده بودند ، وجود داشتند . پادشاه ، پسران و برادران اين قربانيان را به آنان نشان مىداد تا جملگى را براى كين ستاندن از يونانيان تحريك نمايد .
اينچنين ستون جنگى مادها نخستين ستونى بود كه بر نيروهاى مدافع ترموپيل حملهور شد . لئونيداس كه خود را براى اين حمله آماده كرده بود ، نيروهايش را در تنگترين نقطهى گذرگاه متمركز كرد .
7 .
( 1 ) نبرد سختى درگرفت : بربرها در مقابل چشمان شاه مىجنگيدند ؛ يونانيان كه به استقلال خويش مىانديشيدند . و توسط لئونيداس به جنگ ترغيب شده بودند ، حماسههاى شگفتانگيزى خلق كردند « * » .
هامش
( 1 ) . كوروش در حدود المپياد پنجاه و هشتم به امپراطورى ماد پايان داد و ما اينك در المپياد هفتاد و پنجم به سر مىبريم .
* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « جنگ سختى درگرفت و از آنجا كه شاه شاهد دلاورى و شجاعت بربرها بود و يونانيان نيز سوداى آزادى را در سر داشتند و لئونيداس آنها را به جنگ ترغيب مىكرد ، اين پيكار با خلق حماسههايى پى گرفته مىشد . »