كه سربازان قدرتشان را بازيافتند و خود را براى نبرد كاملا آماده ديدند ، لئونيداس دستور داد كه با حمله بر قلب سپاه دشمن به اردوى پارسيان نفود كرده و خود را به سرعت به خيمه شاه برسانند .
10 .
( 1 ) مطابق اين دستورات ، لاسدمونيان با بهرهگيرى از تاريكى شب ، در صفوفى به هم فشرده ، در حالى كه لئونيداس پيشاپيش آنها قرار داشت ، به سوى اردوى دشمن حملهور شدند . بربرها كه مورد حملهى ناگهانى قرار گرفتند سراسيمه و پريشان از خيمههايشان خارج شده و با يقين به اينكه گروه همراه مرد تراخينى هلاك شده و تمامى سپاه يونان به سوى آنها يورش آوردهاند ؛ دچار وحشت شدند .
( 2 ) در نتيجه اين حمله شمار زيادى از سربازان پارسى توسط سربازان لئونيداس به خاك هلاك افتادند و بسيارى از آنان توسط همقطارانشان كه نمىتوانستند در تاريكى شب همديگر را شناسايى كنند ، هلاك شدند « 1 » ؛ آشفتگى و كشتار اردوگاه را فرا گرفت : پارسيان در اين آشفتگى دهشتناك كه نه دستور و نه نشانهاى از اتحاد و حضور ذهن وجود داشت ، يكديگر را به قتل مىرساندند .
( 3 ) گر پادشاه در چادرش مىماند ، او نيز توسط يونانيان به قتل مىرسيد و جنگ تمام مىشد ؛ اما خشايارشا با آغاز درگيرى از خيمه پادشاه خارج شد و يونانيان با وارد شدن در خيمه پادشاه تقريبا تمام كسانى را كه در آنجا بودند ، گردن زدند .
( 4 ) آنها در تاريكى شب تمام اردوگاه را براى جستجوى خشايارشا زير پا گذاشتند . اما در سپيدهدم همه چيز روشن شد : بربرها با مشاهدهى شمار اندك يونانيان شروع به تحقير چنين گروه ضعيفى نمودند ، اما به خاطر وحشت از تهورشان جرأت نكردند از روبهرو بر آنان حمله برند ، هرچند كه به دليل تعداد اندك ، تحقيرآميز به نظر مىرسيدند .
اينچنين بربرها با حمله از جناحين يا پشت ؛ از دور با پرتاب زوبين و تير همگى آنان را كشتند . چنين بود سرنوشت لئونيداس و آنانى كه به نگهبانى از گذرگاه
هامش
( 1 ) . براساس نظر هرودوت ( 7 ، 223 ) اين حمله برعكس ، در ميان روز صورت پذيرفت .