( 2 ) جنگ تنبهتن درگرفت و در نبردى سخت ضربات بر بازوها وارد مىشد و فرجام جنگ تا مدتى طولانى نامعلوم بود . يونانيان به كمك سپرهاى فراخ و شجاعت خويش ، به سختى موفق به عقب راندن مادهايى شدند كه شمار زيادى كشته يا زخمى داده بودند . كيسّىها « 1 » و سكاها « 2 » كه جنگجويان زبدهاى بودند ، جاى مادها را گرفتند . اين نيروهاى تازهنفس نيز در رويارويى با دشمنان خسته و از توان افتاده ، نتوانستند براى مدت طولانى به نبرد ادامه دهند و تحت فشار و جنگاورى لئونيداس پا به فرار گذاشتند .
( 3 ) بربرها كه به سپرهاى كوچكى مجهز بودند ، به دليل سهولت مانوور جنگى در دشتها ، بر يونانيان برترى داشتند ، اما براى آنان دشوار بود يونانيانى را كه در تنگهها سپرهاى فراخ از آنان محافظت مىكرد « * » از پاى درآورند . بربرها كه به خاطر زره سبكشان در معرض ضربات دشمن قرار داشتند با بدنهايى مجروح بر زمين مىافتادند .
( 4 ) سرانجام ، خشايارشا كه مىديد تمام اطراف گذرگاه ترموپيل پوشيده از اجساد كشتگان شده است و بربرها در برابر شجاعت يونانيان سر تسليم فرود آوردهاند ، نيروهاى زبده پارسى را كه جاويدان « 3 » ناميده مىشدند و از جمله شجاعترين نيروهاى پارسى به شمار مىآمدند ، به ميدان نبرد فرستاد ؛ ولى با وجود اين ، آنان نيز بعد از مقاومتى كوتاه به عقب رانده شدند .
با فرا رسيدن شب جنگ متوقف گرديد ؛ بربرها سربازان زيادى را از دست داده بودند و تلفات يونانيان ناچيز بود .
8 .
( 1 ) فرداى آن روز خشايارشا براى جبران شكستى چنين غيرمنتظره ، از بين تمامى سربازان خويش ، شجاعترين آنان را برگزيد و پس از تحريك و تهييج
هامش
( 1 ) .Cissiens( 2 ) .Saces* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « اما از پاى درآوردن يونانيانى كه با سپرهاى فراخ در تنگهها از خود محافظت مىكردند براى آنان دشوار بود . »
( 3 ) .( Immortel )؛ جاويدانان پارسى ده هزار تن بودند و هيچگاه از تعدادشان كاسته نمىشد ، زيرا با كم شدن هريك از آنان به هر دليلى ، سرباز ورزيدهى ديگرى جاى او را مىگرفت .