نيروهاى كمكى را از اروپا - كه شمارشان نزديك به 200 هزار نفر بود - به نزد خويش فراخواند . اينچنين ، مجموع نيروهايش به يك ميليون سرباز بالغ گرديد .
( 3 ) بدون در نظر گرفتن ناوگانى كه علاوه بر افراد مسئول آذوقه و تداركات ، تقريبا همان تعداد سرباز نيز حمل مىكرد ؛ پس نبايد از آنچه كه دربارهى نيروهاى عظيم خشايارشا گفته مىشود شگفتزده شد ، زيرا آوردهاند كه عبورشان موجب خشك شدن رودخانههايى گرديد كه در هيچ فصل سال خشك نمىشدند و درياها زير بادبانهاى كشتىها ناپديد گشتند . سپاه خشايارشا بزرگترين سپاهى بود كه تاريخ نظير آن را به چشم ديده است .
( 4 ) هنگامى كه پارسيان در كرانه رودخانه اسپرخيوس « 1 » اردو زده بودند ، خشايارشا پيكهايى را براى آگاهى از نظر يونانيان دربارهى اين جنگ به ترموپيل روانه ساخت . اين پيكها همچنين از جانب خشايارشا دستور داشتند به يونانيان ابلاغ نمايند كه سلاحهاى خود را زمين گذارده ، با آرامش به خانههاى خود بازگردند و متحد پارسيان شوند . او به يونانيان وعده داد ، اگر چنين كنند سرزمينى پهناورتر و حاصلخيزتر از آنچه كه در اختيار دارند ، به آنها اعطا مىنمايد .
( 5 ) لئونيداس « * » به پيكها اينچنين پاسخ داد : « اگر يونانيان قرار باشد همپيمان پادشاه پارسيان شوند ، با جنگافزارهايشان براى شاه مفيدتر خواهند بود و اگر ناچار به جنگ با او شوند ، مىتوانند شرافتمندانهتر براى آزادى خويش پيكار كنند ؛ اما دربارهى زمينهايى كه شاه وعدهاش را به آنها داده است ، يونانيان اندرز نياكانشان را فراموش نكردهاند كه سرزمين را بايد با دليرى و شجاعت به دست آورد ، نه با زبونى و پستى . »
6 .
( 1 ) خشايارشا وقتى از طريق پيكها پاسخ يونانيان را شنيد ، دمارات اسپارتى را كه از سرزمينش نفى بلد شده و به وى پناه آورده بود ، نزد خويش فراخواند . خشايارشا با تمسخر عقيده دمارات را جويا شد . « شاه افزود كه آيا
هامش
( 1 ) .( Sperchius )؛ رودخانهاى در يونان كه از پيند سرازير شده و به درياى اژه مىريخت .
* در ترجمهى انگليسى چنين آمده است : « اما وقتى لئونيداس دستورات فرستادگان را شنيد . »