تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
قلبش رقصانند ، دچار اندوهى پيوسته شود كه نفس را بگيرد وبپرتگاهى أو را بپراند ورگهاى دلش را بگسلاند ، نابوديش در نظر خداوند آسان آيد ، وبه پرتگاه افتادنش نزد ودوستانش سهل وبيأهميت جلوه گر شود ، وكسى بر هلاكتش أفسوس نخورد همانا مؤمن دنيا را بديده عبرتانگيز نگرد ، وباندازه رفع ضرورت قوت از آن بخورد ، آهنك دلرباى آنرا با گوش دشمنى وبغض نيوشد ، دوست دنيا را تا گويند كه توانگر شد گويند بيخير وبينوا گرديد ، وتا وجودش را مسرت بخش يابيد از مرگش بايست گريه كرد وناليد ، با اين حال هنوز روز بدبختي ونوميدى آنان نرسيده ودر انتظار آنها است .
كالاى جهان حطام تبخيز وبا است بر صاحب خود غم است واندوه وبلا است دوري كن از اين چراگه زهر آلود دل بر كن وآسوده زي وبى تش ودود هر كس كه غنيتر است محتاجتر است آسوده تر آن كس كه ز دنيا بدر است هر ديده كه از زيور آن شد روشن در عاقبتش كوري آن مستيقن هر كس كه بدان عاشق ودلباخته شد صد كوره غم در دل أو ساخته شد غمها همه در صفحه قلبش رقصان اندوه بر آرد نفسش در خفقان پرتاب شود چنانكه برّد دو رگش از قلب برآيدش جان ز لبش از ديدهء حق سهل بود نابوديش وز ديده خلق سرنگون بودن وريش مؤمن بجهان ز چشم عبرت نگرد جز رفع ضرورتي از آن برنبرد آهنگ جهان گوش خراش است بر أو نه سور ونه كاسه ونه آش است بر أو
الثالثة والخمسون بعد ثلاثمائة من حكمه عليه السّلام ( 353 ) وقال عليه السّلام : إنّ الله سبحانه وضع الثّواب على طاعته والعقاب على معصيته ، ذيادة لعباده عن نقمته ، وحياشة لهم إلى جنّته . اللغة ( الذّود ) : الدّفع والمنع . ( حشت ) الإبل : جمعتها - مجمع البحرين .