تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و سبب هلاك اشياء شود ، و همچنين است حال در ساير اشياء و چون بالمشاهده ميبينيم كه نظم و ترتيب تمام برقرار است و تأثير هريك بمناسبت و اقتضاء وقت بانجام ميرسد ، پس ميدانيم كه خالق تمام اشياء يكى است و صانع و مدبر منحصر است در فرد و اينست محصل مضمون آيهء شريفه
( ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ) )
. تقرير ديگر براى دليل تمانع آنست كه اگر خالق عالم زياده بر يك باشد بايد رسول او هم بيايد بسوى مردم و ايشانرا دعوت كند بر اعتقاد بخدائى او ، و استقلال يك خالق در دعوت كشف از انحصار در او مينمايد - زيرا كه اگر فرض كنيم كه هردو شريكند در خلق پس هردو شريك باشند در خدائى ، و در دعوت خلق بر اعتقاد بخدائى او ، و دراين‌صورت اگر يكى مستقل شود بدعوت بر نحو استقلال و منع كند مردم را از اعتقاد بتعدد پس يا اينست كه آنخداى ديگر عالم به اين دعوت هست يا نيست ، پس اگر عالم نباشد خدا نباشد ، و اگر عالمست پس يا اينستكه نميتواند دعوت كننده را منع كند از اين دعوت پس باز خدا نباشد ، و اگر ميتواند منع كند پس علاوه بر اينكه ميبينيم كه منع نميكند لازم ميآيد كه ممنوع خدا نباشد چون عاجز شده است از اجزاء اراده كه نموده در دعوت باستقلال عبوديت ، و اگر هردو در يك اندازه از قدرت باشند بايد هميشه در جنگ‌وجدال باشند ، و اينست محصل مضمون آيهء شريفه
( ( إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ) )
. و اگر فرض شود كه خالق ديگر عالمى غير از اينعالم آفريده و براى اهل آن رسول فرستاده ، پس آن فرضى است موهوم و به مجرد خيال وهمى نميتوان اعتقاد نمود به آن ، و ثانيا دراين‌صورت نيز همان سخنان سابق گفته مىشود كه آيا قادر است بر دفع خالق اينعالم يا قادر نيست ، و در