ارادهء هريك به تنهائى كفايت مىكند در ايجاد يا نه پس اگر كفايت كند - اجتماع دو علت تامه بر يكمعلول لازم آيد و اگر كفايت نكند عجز لازم آيد و فرق است بين خلق نمودن باراده و بين برداشتن چوب .
زيرا كه در برداشتن چوب هريك تمام زور و قوت خود را به كار نميبرند بلكه قدرى از زور هريك كاسته مىشود مثلا اگر برداشتن چوب زور يك خروار لازم داشته باشد و هريك از ايشانرا زور يك خروار باشد پس اگر به تنهائى خواسته باشد چوب را بردارد بايد زور يك خروار به كار برد و اگر باتفاق يكديگر بخواهند بردارند هريك به زور پانصد من به كار برند ، و در مقام آفرينش چنين نيست زيرا كه آنچه كه تأثير مينمايد در ايجاد اشياء همان تعلق قدرت و اراده است و در آن زيادتى و نقصان تصور ندارد كه در وقت استقلال زياد شود و در وقت اشتراك كم گردد - پس به اين تقرير نيز وحدت ثابت شد .
تقرير ديگر آنكه اگر خالق متعدد باشد لازم آيد كه هردو خلق كنند و يكى ارادهء آفريدن كند و ديگرى ارادهء آفريدن نكند و هريك خواهد كه بر ديگرى غلبه كند فرض كنيم كه يكى بخواهد انسانى بيافريند و ديگرى بخواهد كه آن را به شكل گاو مثلا خلق كند پس اگر مراد هردو واقع شود لازم آيد كه يك حيوان هم انسان باشد و هم گاو در يكزمان و آن محال است و اگر هيچكدام موجود نشوند لازم آيد كه هردو عاجز باشند و اگر مراد يكى به تنهائى واقع شود عجز ديگرى لازم آيد و چون اين هر سه باطلشد ثابت شد - كه تدبير و خلق منحصر است در يك مدبر صانع و به اين تقرير اشاره است قول تعالى
( ( مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ) )
پروردگار را فرزندانى نيست و با او