شارح گويد : وجه سوم اينستكه خداوند بزرگ شمرده است خواهش نمودن بنى اسرائيل رؤيت او را ، و بر آن خواهش مذمت فرموده ايشانرا و وعده عذاب داده بايشان و فرموده است
( ( فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ) )
.
مترجم گويد : چون كعب بن اشرف و جماعتى از يهود گفتند با محمّد اگر براستى پيغمبرى از براى ما كتابى نازل كن از آسمان يكجمله ، چنانچه خداوند خبر داده بقول خود
( ( يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ ) )
پس اين آيه نازلشد و محصل مضمون اين آيه آنست كه اهل كتاب از تو خواهش ميكنند كه براى ايشان كتابى نازل نمائى از آسمان پس بر تو دشوار نشود اينخواهش ايشان زيرا كه يهود از موسى سؤال بزرگتر كردند - پس گفتند بما بنما خدا را آشكارا پس صاعقه برايشان نازلشد بسبب ظلمشان ، پس خواهش امريكه وعدهء عذاب بسبب آن داده شود و ظلم ناميده شود البته حرام خواهد بود و اعتقاد به آن نيز حرام باشد - چونكه خواهش امريكه جايز و ممكن است حرام نيست ، پس از حرمت كشف محال بودن مىشود .
شارح گويد : و خداوند فرموده است
( ( وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً ) )
خلاصهء معنى آنكه گفتند كسانى كه اميدوار رحمت ما نيستند يعنى منكر حشرونشرند كه چرا فروفرستاده نميشود بر ما فرشتگان برسالت يا باخبار از صدق و رسالت محمّد صلى اللّه عليه و إله و چرا نمىبينيم پروردگار خود را آشكارا هر آينه بدرستيكه استكبار كردند در نفسهاى خود و خود را بزرگ شمردند يا تكبر ورزيدند از قول حق ، يعنى اضمار و استكبار نمودند كه آن كفر و عناد است در دلهاى ايشان و درگذشتند از