تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بيننده نيست ولى چون مقابل آينه است پس بواسطهء آينه ديده مىشود ( نهم ) آنكه بيننده ملتفت باشد بمرئى . پس اگر يكى از اينشروط مفقود شود رؤيت متحقق نگردد - و چون تمام اينشروط موجود شد رؤيت متحقق شود ، و بايد دانست كه بعد از اجتماع شرايط رؤيت اختلاف شده است در كيفيت رؤيت ، پس بعضيرا اعتقاد آنست كه نور از چشم بيرون ميآيد و چون به چيزى رسيد كه قابل ديده شدنست قوهء باصره آن را درك مىكند و اگر آنجسمى كه نور چشم به آن رسيد مانند آينه باشد در اين صورت نور از آن برميگردد ، پس در وقت برگشتن بهرچه بخورد قوهء باصره آن را درك مىكند بنحويكه گمان ميرود كه آنچيز در آينه است در اين صورت تا آن چيز برابر آينه نباشد شعاع چشم به آن نخواهد رسيد . و بعضيرا اعتقاد آنست كه نور خارج چون بتابد بجسمى كه قابل رؤيت است نورى از آن ميتابد - و چون آن نور به چشم رسد چشم آن را ادراك مىكند ، و اگر آن نور بآينه رسد از آن نيز برميگردد پس اگر به چشم رسيد آن را ادراك مىكند . و اينكه گفته شد در مقام بيان اختلاف اقوال اينكه صورت مرئى در چشم بيننده نقش ميبندد - يا خط شعاعى از چشم بيرون ميآيد و متصل مىشود به صورت مرئى اشاره است به اين دو قول و درهرصورت تمام اين اموريكه گفته شد از لوازم جسميت است ، و چون ملازمهء بين مقابله و بين جهت واضحتر است از اينجهت مصنف اكتفا نمود بذكر آن در اينمقام . شارح گويد : و اما دليل نقلى پس از چند وجه است : اول آنكه چون حضرت موسى عليه السّلام به خواهش بنى اسرائيل استدعاى رؤيت نمود و گفت
( ( رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ) )
يعنى پروردگارا خود را به من بنما تا بر تو