تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
نظر افكنم خطاب رسيد
( ( لَنْ تَرانِي ) )
يعنى هرگز مرا نخواهى ديد و اهل لغت گفته‌اند كه كلمهء لن در لغت عرب افادهء نفى ابد مىكند ، همچنانكه لفظ هرگز در لغت فارسى افادهء نفى ابد مىكند ، و هرگاه مانند حضرت موسى عليه السّلام كسى او را نديده باشد و هرگز نبيند پس ديگران بطريق اولى نخواهند ديد او را نه در دنيا و نه در آخرت ، زيرا كه اگر در آخرت ديدن او ممكن باشد نفى ابد صحيح نباشد و اگر مراد نفى ابد در دنيا باشد بايد بگويد لن ترانى فى الدنيا يعنى ابدا و هرگز در دنيا مرا نخواهى ديد ، و چون آن را مقيد نفرموده است بدار دنيا پس معلوم مىشود كه در آخرت نيز ديده نخواهد شد وجه دوم : قول خداى تعالى است كه
( ( لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ) )
يعنى ديده‌گان او را درك نميكنند و خداوند در اين آيه مدح فرموده است خود را باينكه ديده نميشود ، پس اثبات رؤيت بر او نقص باشد و نقص بر او محالست . مترجم گويد : در خبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه بدينمضمون وارد شده است كه فرمود : اوهام دلها باريكتر است از ديدن چشم چنان كه - بوهم مىبينى سند و هند و شهرهائيرا كه در آن داخل نشدهء و آنها را به چشم نديدهء ، و چون اوهام درك نكند ذات اقدس باريتعالى را پس چگونه او را به چشم سر توان ديد ، و از حضرت رضا عليه السّلام سؤال كردند از آنچه مردم اختلاف كرده‌اند در آن از رؤيت پس حضرت فرمود : كسى كه وصف كند خداى تعالى را به غير آنچه خود او جل شأنه خود را به آن وصف فرموده پس بهتان بزرگ بر خدا زده - و اين آيه را تلاوت فرمود
( ( لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ) )
و فرمود اين ابصار كه در اين آيه مذكور است نه مراد اينچشم ما است بلكه آن ديده‌هائيست كه در دلها است ، وهمها بر ذات اقدس راه نيابند و چگونگى او را درك نكنند .