تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
را برهم زده ، و از هر فرقهء از فرق صوفيه چيزى كسب كرده عقايد و مذاهب و قبايح ايشانرا درهم آميخته و همه را از براى خود يكمذهب ساخته‌اند ، و گويند هيچ چيز را نبايد رد كرد و بد نبايد گفت ، بلكه همه را دوست بايد داشت زيرا كه در هركس و هرچيز جزئى از اجزاء الهى هست ، و گويند كفر و اسلام و ابراهيم و نمرود و موسى و فرعون و محمّد صلى اللّه عليه و إله و ابو جهل و على عليه السّلام و ابن ملجم و حسين عليه السّلام و يزيد و مطيع و عاصى و ظالم و مظلوم و موحد و ملحد همه خوبند و تماميرا نيك دانند و چون نصارى سگ و خوك و ساير چيزهائيرا كه در شريعت نجس است پاك دانند و هيچ كسرا با هيچكس نامحرم ندانند . و در جبر و تشبيه و تجسيم و صورت و رؤيت و وحدت وجود مبالغهء تمام دارند و دوستى خدا را عشق نامند و دعوى علم باطن كنند و علوم دينيه را علم ظاهر نامند و آن را مذمت نمايند و چون بوحدت وجود قائلند با فرعون و نمرود و ابن ملجم و غير ايشان از ساير ظلمه و اشرار و منافقين و كفار محبت دارند و آن را دوستى خدا ميشمارند و اگر در بعضى از اوقات بعضى از بدانرا مذمت كنند مصلحتى در آن مىبينند و در آن هنگام بنابر مصلحت بر خلاف اعتقاد خود كار ميكنند تا سفيهانرا فريب دهند و ايشان نيز با پسران و دختران و زنان مردم عشق ورزند و گويند با ايشان عشق نورزيده‌ايم بلكه با خدا عشقبازى كرده‌ايم زيرا كه ما هرچه مينگريم خدا را در آن ميبينيم و گاه گويند كه عشق با دختران و پسران و زنان مردم ورزيدن عشق مجازيست و اين عشق مجازى بعشق حقيقى ميكنند و ما را بمطلوب مىرساند . و اين طايفه نيز در چله نشينند و ديوانگانرا دوست دارند و ايشان را از اكابر اولياء اللّه ميشمارند و غناء و سرود و دف و نى و ساير سازها را