بسيارى از واجبات و مستحباترا عمل كنند بلكه به نماز جماعت حاضر شوند و با آنكه مانند پيران خود معتقد بشرع و دين نباشند از روى ريا كارى بانواع عبادات پردازند بآنوسيله شايد خود را نيكنام سازند .
ديگر عشاقيهاند : كه دوستى خدا را عشق نام كنند و هريك از اين جماعت خود را عاشق گويند و با پسران و دختران مردمان عشق ورزند ، و گويند المجاز قنطرة الحقيقة يعنى مجاز پل حقيقت است و گويند عشق حقيقى است ، و اكثر اين طايفه در عشق ورزيدن با مردان و زنان مردمان مبالغه عظيم نمايند و خود را به تكليف بر آن دارند ، و اين گروه با پيغمبران بغايت دشمن باشند - و گويند انبياء و رسل خلق را بتكاليف از خدا بازداشتهاند ، و گويند مرد بايد كه التفات بقول پيغمبران و اوصياى ايشان ننمايد كه بزرگترين سديكه در اينراه است پيغمبران و اوصيا و خلفاى ايشانند ، و با اينحال چون بسنيان رسند اظهار دوستى خلفاى ثلثه كنند و چون بشيعيان برخورند از براى فريب دادن ايشان اظهار دوستى ائمه معصومين ( ع ) كنند ، و عداوت پيغمبران و اوصياء ايشان را نزد همه كس اظهار نكنند .
ديگر ذراقيهاند : كه ايشانرا خداعيه نيز گويند ، اكثر ايشان وضعهاى شيادانه و فريبنده سازند و كلاههاى نمد كه پيران ملحد ايشان اختراع كردهاند بر سر نهند بيشال و دستار ، و منكر سادات و علماء باشند و اكثر مذاهب طوايف صوفيه را درهم آميخته از براى خود يكمذهب سازند ، و اگر كسى از اهل علم به جهت بعضى از مصالح با ايشان همراهى كند او را مدح بسيار گويند و در ميان عوام شهرت دهند .
ديگر جمهوريهاند : اينطايفه مذاهب و عقايد اكثر طوايف صوفيه
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: العلامة الحلي
ص٧٦