و طلب دنيا و آخرت را حجاب راه دانند .
و ديگر الهاميهاند : ايشان گويند هرچه جميع اهل عالم در مدت به خواندن و تعليم گرفتن و مطالعه حاصل كردهاند و ميكنند ما در يك دم بهمهء آن ملهم ميشويم ، و اعتقاد بمعاد و حشرونشر ندارند و عمر را به خواندن شعر و بذلهگوئى و ترنمات و نغمات و مطربى و غنا و سرود صرف كنند ، و حرام و حلال نزد ايشان يكسانست .
ديگر نوريهاند : و ايشان گويند دو حجابست يكى نورى و آن اشتغال است باكتساب صفات حميده ، و ديگر نارى است و آن مشغوليست بافعال شيطانى ، و گويند مرد بايد كه در رضا و تسليم و مراقبة و وجد و توكل كوشد اگرچه اين نيز حجابست اما آخر در اين پرده دوست ديده شود ، و گويند نه اميد برحمت و لطف خدا بايد داشت و نه بيم از عذاب و عقاب او ، و گويند هرچه در عالم واقع مىشود نتيجه نور و نار است ، و اين بعينه مذهب ديصاينه از مجوس است كه نور و نار را دو خدا دانند .
و ديگر باطنيهاند : ايشان دعوى علم باطن كنند ، و ديوانگانرا صاحب باطن دانند و ايشانرا مجذوب نام كنند و بغايت دوست دارند ، و گويند هر چيزى از عبادات معنى دارد و آن معنى را نداند مگر اهل باطن .
و ديگر جسوريهاند : ايشان گويند ما عارفيم و هرچه گوئيم و كنيم پسنديده باشد و آنچه از فسق و فجور و ستم ميكنيم از جهت دفع ريا ميكنيم ، و اين جماعت اگر دست يابند بقهر و ظلم و تعدى مال مردمرا بستانند ، و بجز خوردن حرام و افعال ناشايست كارى نكنند و اگر بعضى از ايشان بعضى از نيكوئيها كنند البته للّه نباشد و اگر نتواند مال مردمرا بظلم و ستم و رشوه گيرند بدزدى و خيانت مال ايشانرا ببرند و اگر به آن نيز قادر نباشند به قرض گيرند و پس ندهند ، و اين فرقه بسيار باشد كه
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: العلامة الحلي
ص٧٥