شيشه كنند و برابر مردم خورند تا مردمانرا بمذمت خود اندازند ، و چون باقى طوايف صوفيه خيروشر را از خدا دانند و گويند ارباب معاصى را بر اصحاب طاعات و عبادات شرف و مزيتى هست از آنجهت كه مردمان ايشانرا بسبب ارتكاب و عصيان ملامت ميكنند ، و اين درجهايست بغايت بلند كه دست هيچكس از عابدان به آن نرسد ، و اين گروه نزد جميع طوايف صوفيه عزيزند .
ديگر حاليهاند : و ايشان رقص و سماع را حال نامند و گويند دست زدن و رقص كردن و نعرهزدن اختيارى نيست ، و گويند چون ما بيهوش شويم خدا نزد ما آيد و سر ما را در كنار گيرد و با ما راز گويد و ما با او راز گوئيم و او دست در گردن ما كند و ما دست در گردن او كنيم ، و گويند رقص كردن و نعرهزدن و شادى و طرب نمودن ما بواسطهء تجلى حقست در ما و در حالت سماع صفات خدا را در ما ميتوان يافت ، و اعتقاد ايشان آنست كه از روى شهوت روى پسران ديدن و بوسيدن ايشان بلكه زنا و لواط كردن ثوابست و روى پسران و شاهدانرا مصحف نام كنند .
ديگر حوريهاند : ايشان گويند كه در محل سماع و بيهوشى حوريان بهشتى بما نازل ميشوند و ما با ايشان در آنوقت نزديكى ميكنيم و ايشان با ما همزبانى ميكنند و از غيب ما را خبر ميدهند و بسا باشد كه بعد از به هوش آمدن غسل كنند تا سفيهانرا فريب دهند .
ديگر توقفيهاند : كه خود را واقفيه و وقوفيه نام نهادهاند ، و اعتقاد ايشان آنست كه هيچكس را به غير ايشان بر اسرار معرفت وقوف حاصل نشده است و خدايرا به غير ايشان كسى بر سر وحدت واقف نگشته ، و گويند كه خدايرا بدليل عقلى و نقلى نتوان شناخت ، و اگر كسى خواهد كه
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 73
مساهمون: العلامة الحلي
ص٧٣