كه ولايت چيست گويند بيخانمان بودن ، و اينجماعت زن گرفتن را حرام دانند : و گويند ما بر زنده كردن مردهگان و ميراندن زندهگان قادريم و به غير اين لافها بسيار زنند .
ديگر مشركيه كه خود را مشاركيه و افضليه نام نهادهاند : و ايشان گويند ما با انبياء در مرتبهء پيغمبرى شريكيم ليكن خداى تعالى ما را عزيز داشته و مأمور بدعوت نساخته ، و اگر خواهيم خلق را دعوت و هدايت كنيم و اگر نخواهيم نكنيم ، و گويند ما را بر پيغمبران فضيلتى ديگر هست و آن فضيلت اين است كه ملك واسطه است بين پيغمبران و خدا ، و ميان ما و خدا واسطه نيست ، و ايشان نيز دعوى احياء اموات و اماتهء احياء كنند .
ديگر شمراخيهاند : و مذهب ايشان آنست - كه چون صحبت قائم شود و حال در دلها راه يابد امرونهى و ساير امور شرعيه باطل شود ، و شنيدن سازها و ارتكاب ملاهى و مناهى جمله حلال گردد ، و گويند زنان و كودكان ما و ديگران چون گل و ريحانند كه بوى آن نيز خاص و عام مباحست .
ديگر قلندريهاند : و ايشان مانند واصليه گويند همه چيز بر عارف حلال و مباحست و امر بمعروف و نهى از منكر در مذهب ايشان باطلست ، و بردن و خوردن مال مردم را بدزدى و هر وجه ديگر كه باشد حلال ميشمارند ، و جميع فروج را بر خود مباح ميدانند حتى وطى با مادر و و خواهر و پسر و دختر ، و گويند شك و يقين هردو حجاب راه است .
ديگر ملامتيهاند : ايشان بعلانيه مرتكب معاصى و مناهى شوند - و در آن مبالغه تمام نمايند ، اگر خمر نيابند آب انار و مانند آن در
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: العلامة الحلي
ص٧٢