پس شيعه چون بينند كه يكى از اين فرقه را كه لعن مىكند دشمنان خدا و رسول را نبايد فريب او را بخورد - چون به اعتقاد ايشان لعنت عين رحمت است ، و عجب آنست كه با اينكه لعنت را عين رحمت دانند مع ذلك اگر كسى يكى از مخالفين را خصوصا يكى از كسانى را كه اين جماعت پير خود ميدانند لعنت كند بغايت مضطرب ميشوند و با آن مرد كمال دشمنى ورزند .
و چون بر اصل مذهب اين فرقه ضاله مطلع شدى : پس مناسب است كه بر شمهء از فروع آن نيز مطلع شوى تا كفر باطنى ايشان بر تو واضح گردد ، پس ميگوئيم كه اين طايفه منشعب شده بشعب عديده و جامع تمام ايشان همان دو اصل است كه در سابق گذشت ، و سنى و شيعه ايشان دو اصل مذهب با يكديگر شريكند . نهايت آنست كه در مقام سالوسى و عوامفريبى سنيان عبادت ظاهريهء خود را بر طبق فتاوى ائمه اربعهء خود بجا آورند ، و مدعيان تشيع عمل به فتواى علماى شيعه كنند و بعضى از ايشان بجهة فرار از اين امر ادعاء اجتهاد نمايند و مدعى عمل براى خود شوند ، و گاهست كه از بعض از علماء اجازهء روايتى در دست داشته و آن را دليل اجتهاد خود گيرند ، و عوام كالانعام چون امتيازى بين اجازهء روايتى و اجتهادى نميگذارند تصديق ايشان كنند و آن را دليل بر صدق ادعاء ايشان در دعاوى باطله گيرند .
و بالجمله از جمله اينفرق ضاله چنانچه محقق اردبيلى ( ره ) : در كتاب حديقة الشيعه ذكر نموده است فرقهء وحدتيهاند ، و ايشان قائل بوحدت وجود شدهاند و همه كس و همه چيز را خدا ميدانند ، و اگرچه تمام فرق صوفيه معتقد ايشان همين است الا اينكه اين فرق چون مبدأ
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: العلامة الحلي
ص٧٠