اين اعتقاد فاسد گشتهاند و امتيازى در بعض عقايد با ديگران دارند ، لهذا به اين اسم مسمى شدهاند .
و ديگر واصليهاند : و ايشان گويند ما واصليم به خدا - يعنى بحقتعالى رسيدهايم و به او پيوستهايم ، و ايشان از فروع و شعب اتحاديهاند و فساد عقيدهء خود را به لباس وصول خواستهاند بپوشانند ، و گويند نماز و روزه و حج و ساير احكام شرعيه را از آنجهت وضع كردهاند كه آدمى تهذيب اخلاق نمايد - پس چون ما تهذيب اخلاق نمودهايم و خدا را شناخته و به او و اصل شدهايم تكاليف شرعيه از ما برخواست و هيچ چيز ما واجب نيست ، و تمام محرمات بر ما حلال است و وطى با محارمرا جايز دانند و ارتكاب محرمات را حلال شمارند ، و گويند كه اگر بر يكى از ما شهوت غالب شود و خواهد كه با ديگرى مجامعت كند و آنشخص امتناع نمايد و اصل نباشد بلكه كافر باشد ، و اگر اجابت كند خواه مرد باشد و خواه زن بدرجهء ولايت رسد و از اولياى عظيم القدر شود .
و ديگر حبيبيهاند : و ايشان گويند كه چون بنده بدرجهء معرفت اشياء رسيد و بدوستى حق پيوست و از دوستى ديگران بريد ، قلم تكليف از او برداشته شود و از بندگى و قيد عبوديت خلاص گردد ، پس در آن هنگام حرامست بر او مقيد بشريعت و احكام آن بودن ، و اينطايفه عورتين زنان خود را از خلق نپوشند ، و گويند دوستترين خلق عالم نزد حقتعالى مائيم .
ديگر ولائيهاند : كه چون بنده بدرجهء ولايت رسيد با خداى تعالى شريك شده - پس در جميع صفات ثبوتى و سلبى با خدا شراكت دارد ، و گويند مرتبهء ولايت از مرتبهء نبوت بالاتر است ، و چون از ايشان پرسند
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: العلامة الحلي
ص٧١