موجود باشد پس لازم آيد كه خدا متعدد شود ، زيرا كه ضرورت حاكم است باينكه آنچه در زيد حلول كرده است غير از آن است كه در عمرو حلول نموده .
و اما اتحاديه پس ايشان گويند كه ما با خدا يكى شدهايم - و همچنين خداى تعالى با جميع عارفان يكى مىشود ، و بطلان اينمذهب واضح است زيرا كه لازم مىآيد از آن تعدد الهه - و در حقيقت ايشان تكثريه باشند ، و اصل اين دو مذهب از گبرانست و حال اين دو مذهب در شرك بدتر است از حال نصارى چونكه ايشان زياده بر سه خدا قائل نيستند ، و هم از بتپرستان زيرا كه خدايان ايشان منحصر است در عدد معلوم ، اما اينطايفه پس عدد معينى براى خدايان ايشان نيست ، خصوصا فرقهء كه قائل بوحدت وجود شدهاند چونكه ايشان تمام اشياء را خدا دانند حتى حيوانات بلكه اعيان نجسه را
( ( تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً ) ) .
و اينطايفه تمام مجبره و مجسمه هستند : و كلمات ايشان متناقض است ، زيرا كه گاه ميگويند تمام اشياء خدا هستند ، و گاه ميگويند كه خدا متحد مىشود با عرفاء ، و گاه مدعى ميشوند كه در عالم مكاشفات خدا را به صورت تركى قبا بسته و موتافته ، كلاه كج گذاشته ديدهاند و اين مطلب از كلمات ايشان واضح است .
و از جمله عقايد ايشان آنست كه لعنت را عين رحمت دانند ، و بعضى از ايشان ميگويند كه لعنت چهار حرف است از حروف تهجى ل ع ن ت و هريك از اينچهار اسمىاند از اسماء اللّه ، پس لعنت عين رحمت است و گروهى از ايشان گويند نقطهء ذات حق در جميع حروف حلول كرده .