و ضلالت رونق گرفته ، متاع دين و ايمان كساد شود ، و داعيان شيطان از هر گوشه و كنار دم علم كنند و براى از راه بدر بردن مسلمين از هرطرف آوازها برآورند ، و مرشدان شرع و هاديان راه آخرت در هر گوشه خمول و پنهان شوند .
هرچند كه مقام مقتضى اين گونه تطويل نبود لكن به جهت قطع عذر عوام واجب دانستم كه اشاره ببعضى از مفاسد عقايد اينفرقهء ضاله و مضله بنمايم ، پس ميگوئيم كه منشأ بروز و ظهور اين بدعت سيئه و فرقهء هالكه در بين اسلام آن شد كه جمعى از ملحدين كه غرض ايشان تخريب شريعت سيد المرسلين بود بمطالعهء كتب فلاسفه مشغول شدند چون بر اقوال افلاطون قبطى و اتباع او اطلاع يافتند از غايت ضلالت گفتار غوايت شعار او را اختيار كردند ، و از جهت آنكه كسى پى نبرد كه ايشان دزدان مقالات و اعتقادات قبيحهء فلاسفهاند آنمعنى را لباس ديگر پوشانيده وحدت وجودش نام نهادند ، و چون معنى آن را از ايشان پرسيدند از روى تلبيس گفتند كه اينمعنى بر بيان در نميآيد ، برياضت بسيار و خدمت پير كامل به آن نميتوان رسيد .
و بعضى ديگر بسبب مجالست با فرقهء مجوس و خبث باطن عقايد فاسدهء اختيار نموده آن را لباس ديگر پوشانيده حلولش نام نهادند ، و ديگران بر آن اضافات نموده رفتهرفته اين طريقه شيوعى يافت و چون اصل اينمذهب بر حريت و عدم التزام به احكام شرع است ، لهذا كسانى كه طالب آزادى و فساد بودند دور ايشانرا گرفته بازار كفر رونق گرفت و متاع ضلالت رواج يافت ، و خلفاء زمان ايشانرا دواعى بسيار بود بر ترويج اينمذهب .
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: العلامة الحلي
ص٦٦