يعنى قائل نميشود بتصوف احدى مگر از روى خدعة و مكر يا گمراهى و ضلالت يا جهل و حماقت و اما كسى كه خود را صوفى نام نهد از روى تقيه پس بر او گناهى نيست ، و نشان آنكس آنست كه اكتفاء نمايد به همان نام گذاشتن بر خود و قائل نشود به چيزى از عقيدههاى باطل صوفيه . پس شيعه بايد كه از جميع اين طوايف بيزار باشد ، و بسخنان زراقيه و بسالوسهاى عوامفريب ايشان فريب نخورد تا در ورطهء ضلالت و گمراهى نيفتد .
و چون كلام باينجا رسيد - پس مناسب است كه برخى از عقايد ايشانرا بر نحو اجمال بيان نمائيم تا شخص ديندار عاقل ملتفت شود بسوء عقيدهء ايشان و ندانسته خود را بچاه ضلالت نيفكند و فريب بعض از كلمات خوبشانرا كه در ظاهر موافق با شرعست نخورد زيرا كه هيچ طايفهء از طوايف ضاله نيستند مگر اينكه در بين سخنان ايشان كلمات خوب يافت مىشود مانند مدح سكوت و كمگوئى و كمخوردن و كمخوابيدن و حسن خلق و مواسات با خلق و امثال آن و ذم ستم و ظلم و بددلى و بدگوئى و نظاير آن خصوصا اين طوائف كه هر كجا الفاظ خوب و اخلاق مرغوبه و كلمات حكمتآميز كه از حكماء رسيده يا در كلمات انبياء و ائمه اطهار ( ع ) وارد شده آن را وسيلهء اجراء باطل خود قرار داده به خود نسبت دهند ، و در ضمن آنمطالب باطله خود را درج نموده مانند عسل مخلوط بزهر افعى بكام احمقان و نادانان ميريزند و جاهلان كلمات حقه را شنيده بدون تأمل و تدبر در باقى مطالب ايشان حسن اعتقادى بايشان حاصل مينمايند و شكمپرستان به جهت ليسيدن كاسهء مريدان مكاشفات و كراماتى براى ايشان جعل و وضع نموده و ديگرانرا بچاه ضلالت اندازند ، و بيدينان بسبب حب رياست در مقام غوايت برآيند ، اينستكه رفتهرفته بازار كفر
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: العلامة الحلي
ص٦٥