وجود امام غايب بيثمر است چون دست كسى به او نرسد ، و هم گويد كه عمل باخبار جايز نيست چون اين اخبار صادرند از امام ميت و تقليد ميت جايز نيست ، و بالجمله از اين گونه مهملات در كلام او و ديگران بسيار است ، و در اخبار وارده از ائمه اطهار منع اكيد وارد شده است از حضور در مجلس ايشان و گوش دادن بسخنان ايشان بلكه نهى شده است از سلام كردن به آنها .
و ما اكتفاء ميكنيم در اينمقام بذكر يكچيز كه شيخ مفيد عليه الرحمه روايت نموده است بسند خود از محمّد بن الحسين ابى الخطاب كه از خواص اصحاب چند امام است كه او ذكر نموده خبريرا كه محصل مضمونش اين است كه گفت با حضرت امام على النقى عليه السّلام بودم و آنحضرت نشسته بود در مسجد پيغمبر صلى اللّه عليه و إله در مدينه پس جماعتى از اصحاب آنحضرت در آمدند ، و يكى از ايشان ابو هاشم جعفرى بود و او مردى بود فصيح و بليغ و او را نزد آنحضرت منزلتى عظيم بود ، بعد از آن داخل مسجد شدند جماعتى از صوفيه و در يكجانب حلقه زده نشستند و به ( ( لا إله الا اللّه ) ) گفتن مشغول شدند ، پس امام عليه السّلام باصحاب خود خطاب نموده ، فرمود كه التفات نكنيد به اين فريبندگان كه ايشان خليفههاى شياطنند ، و خراب كنندههاى قواعد دينند ، اظهار زهد ميكنند از براى آسايش دادن چشمها و شببيدارى ميكشند به جهت شكار كردن چهارپايان - يعنى مسخر كردن كسانى كه مانند چهارپايانند ، چنان كه حقتعالى ميفرمايد
( ( إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ) )
گرسنگى ميخورند عمرى تا دام كنند از براى پالان كردن خرى چند را ( ( لا إله الا اللّه ) ) نميگويند مگر از براى فريب دادن مردمان ، و كم نميخورند مگر از براى پر كردن كاسههاى بزرگ