تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
زيرا كه قول بقديم بودن غيرذات باريتعالى كفر است باجماع مسلمين ، و از اينجهت نصارى كافر شدند چونكه قائل شدند بقديم بودن سه اصل و اقنوم ، كه خدا و عيسى و روح القدس باشد . وجه دوم آنكه كلام مركبست از اصوات و حروف بنحويكه تا حرف سابق معدوم نشود حروف بعد از آن موجود نگردد ، و همچنين تا صدا و صوت اول معدوم نشود صوت بعد از آن موجود نشود ، و چون حروف و صوت بعد موجود شود البته حروف و صوت پيش از آن معدوم شود ، و قديم ممكن نيست معدوم شدن آن . وجه سوم آنكه اگر كلام خدا قديم باشد لازم آيد كه خداوند دروغ گفته باشد در كلام خود كه فرموده است
( ( إِنَّا أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ ) )
يعنى ما فرستاديم نوح را بسوى قومش ، زيرا كه اگر كلام خدا قديم باشد لازم آيد كه اينكلام در ازل صادر شده باشد ، و چون اين آيه اخبار از گذشته است پس بايد در ازل نوح را فرستاده باشد بسوى قومش و حال آنكه پيش از ازل كذبست و كذب محالست بر خدا ، و قديم بودن كلام چون مستلزم كذب بر خدا است محال خواهد بود . وجه چهارم آنكه اگر كلام خدا قديم باشد لازم ميآيد صدور فعل عبث از خدا زيرا كه فرموده است
( ( أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ) )
يعنى نماز را برپا داريد و زكات بدهيد ، و اين آيه خطاب است بمكلفين و در ازل مكلف و مخاطبى نبوده كه به او خطاب شود و تكليف كند او را به اين امر ، و خطاب بمعدوم عبث و لغو است و فعل عبث و قبيح است و صدور آن از خدا محال است . وجه پنجم آنكه خدا كلام خود را بحدوث وصف فرموده در آيه
ترجمه شرح باب حادى عشر يا جامع شهرستانى ( فارسى ) — صفحة 56 | العلامة الحلي / محمد علي حسينى شهرستانى / فاضل مقداد / محسن صدر رضوانى